۱۴۰۵ مرداد ۶, سه‌شنبه

فرهنگ مفاهیم فلسفی (س) سکون (۲) (بخش آخر)


 

پروفسور دکتر گونتر کروبر

برگردان

 شین میم شین

 

مطلق کردن تئوریکی سکون

 

·    مطلق کردن تئوریکی سکون ناگزیر به تصورات مذهبی و ایدئالیستی در باره موجودی ماورای طبیعی، غیرمادی و تغییرناپذیر منجر می شود که هر حرکت جهان آغاز و انجامش را در آن می یابد.

 

انکار سکون

 

۱

·    انکار سکون از سوی دیگر منجر به رلاتیویسم (نسبیت گرائی) افراطی می شود که بنا بر آن همه چیز در تغییر لاینقطع است و در این روند لاینقطع نقاط ثبات نسبی و حالات ساکن متصور نیست.

 

۲ 

هنری لوئی برگسون

 (۱۸۵۹ ـ ۱۹۴۱)

فیلسوف و برنده جایزه نوبل برای ادبیات

از نمایندگان برجسته فلسفه حیات 

 

·    به نظر برگسون، حرکت و توسعه، روندی پیوسته و لاینقطع محض و فاقد قطع (گسست) و مراحل و حالات مبتنی بر سکون نسبی است.

 

۳

·    گشتاور سکون نسبی در توسعه پدیده ها، امکان آن را پدید می آورد که بتوان آنها را به مثابه پدیده های نسبتا مستقل در نظر گرفت.

 

۴

·    بدین طریق جمع بندی فکری گروه های ثابت و معینی از چیزها به شکل مفاهیم ممکن می گردد و امکان تدوین قوانین علمی به مثابه «تصاویر ساکن پدیده ها» فراهم می آید.

 (لنین).

 

انکار ثبات نسبی

 

۱

·    انکار ثبات نسبی چیزها، سیستم ها و غیره به لحاظ معرفتی ـ نظری منجر به اگنوستیسیسم  (ندانمگرائی) می شود.

 

۲

·    از دیدگاه اگنوستیسیسم (ندانمگرائی)، هر حکم علمی بی معنی است.

 

۳

·     زیرا در لحظه صدور حکم، شیئی که حکم در باره اش صادر می شود، تغییر یافته است و لذا چیزها هرگز قابل شناسائی نیستند.

 

·    مراجعه کنید به تغییر و ماده  

 

تغییر

 

۱

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/13050

 

۲

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/13055

 

پایان

 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر