۱۴۰۵ مهر ۱۷, جمعه

درنگی در تحلیلی از سایت توده ای ها (۲۳)

 

 https://tudehiha.org/fa/11-08-2026/

ویرایشی و درنگی 

از

شین میم شین

نخستین و مهم‌ترین همسانی، 

پذیرشِ واقعیت ستیزِ جمهوری اسلامی با آمریکا و اسرائیل است. 

 هر دو مقاله به روشنی می‌گویند که این ستیز را نمی‌توان به «نمایش» یا «توطئه» فروکاست. 

«عموزاد» می‌نویسد که تحریم‌ها، فشارِ اقتصادی، خطر نظامی و دست‌اندازی‌های بیرونی، پیامدهای راستینی بر جامعه‌ی ایران داشته‌اند و نپذیرفتن این واقعیت، علمی نیست. 

«حقیقت» نیز یورش آمریکا و اسرائیل به ایران را کاری جنایت‌کارانه می‌خواند و از توانِ ایران در ضربه زدن به یورش‌گران سخن می‌گوید. 

هر دو از این نقطه، به‌سانِ پیش‌فرضی تحلیلی و ناگزیر بهره می‌جویند. (؟)

۱

نخستین و مهم‌ترین همسانی، 

پذیرشِ واقعیت ستیزِ جمهوری اسلامی با آمریکا و اسرائیل است.

ما طبق معمول به تجزیه این حکم نگارنده سایت توده ای ها  و سپس به تحلیل آن خطر می کنیم:

 

۱

همسانی 

منظور حریف از همسانی و همسانی عموزاد با حقیقت که هر کدام راجع به موضوعی مستقل و متفاوت قلمفرسایی کرده است، چیست؟

  توده ای ها  به لحاظ سواد مفهومی سقوط کرده اند.

مفاهیم نگارنده سایت توده ای ها 

بورژوایی اند و نه پرولتری.

سؤال خواننده این است که آیا منظور حریف،

موضع نظری مشابه عموزاد و حقیقت است و یا موضع نظری واحد آندو؟

تو خطوط شباهت را تصوير كن:
آه و آهن و آهك زنده
دود و دروغ و درد را
كه خاموشی 
تقوای ما نيست . 

احمد شاملو

کسی نیست تا بپرسد:

مگر آه و آهن و آهك زنده و دود و دروغ و درد 

  خطوط شباهت اند و یا حاوی خطوط شباهت اند؟

تنها شباهت آنها الف و ه و یا دال ناقابل است 

 ۲

نخستین و مهم‌ترین همسانی، 

پذیرشِ واقعیت ستیزِ جمهوری اسلامی با آمریکا و اسرائیل است. 

همسانی عموزاد و حقیقت این است که هر دو واقعیت زیر را پذیرفته اند:

جنگ و جدال جمهوری اسلامی با آمریکا و اسرائیل را.

این آیا تخستین و مهمترین همسانی فقط بین عموزاد و حقیقت است؟

مگر ننه قمری یافت می شود که منکر آن باشد؟

  مگر جنگ و جدال طبقه حاکمه جمهوری اسلامی با امپریالیسم امریکا و اسرائیل تازگی دارد.
ضمنا 
مگر آن همراه و توأم با جتگ و جدال  با دول سوسیالیستی و احزاب کمونیستی نبوده است؟
 
علاوه بر این، مگر طبقه حاکمه جمهوری اسلامی فقط در مبارزه با امپریالیسم و اسرائیل بوده است و نه در وحدت با آنها و مبارزه مسلخانه دوشادوش آنها؟
 
مگر

مگر جمهوری اسلامی در جنگ با عراق مشتری تسلیحات آندو نبوده است و دلارهای حاصله صرف توطئه بر ضد جنبش انقلابی نیکاراگوئه نشده است؟


مگر سپاه جمهوری اسلامی در تجاوز امپریالیسم به بالکان و افغانستان، دوشادوش امپریالیسم نجنگیده است.
یعنی در وحدت عملی با امپریالیسم نبوده است؟
مگر سیاست خارجی جمهوری اسلامی مبتنی بر شعار نه شرقی ـ نه غربی نبوده است؟
مگر «جمهوری اسلامی» در قاموس حضرات تنها الترناتیو برای شرق و غرب نبوده است؟

۳

هر دو مقاله به روشنی می‌گویند که این ستیز را نمی‌توان به «نمایش» یا «توطئه» فروکاست.

کشف و ابلاغ این نکته که شق القمر نیست.

شق القمر چیست؟

شق القمر

کشف و اثبات  محتوا و ماهیت این وحدت و مبارزه است.

مثال:

هم حزب توده مخالف سلطنت پهلوی بود و هم روحانیت فئودال.

اما محتوا و ماهیت این دو مخالفت، به کلی متفاوت و حتی متضاد بود.

مخالفت روحانیت فئودال از موضع فئودالی بود.

یعنی

از موضعی ارتجاعی تر موضع دربار بود.

در حالیکه مخالفت حزب توده از موضع توده ای ـ پرولتری ـ سوسیالیستی بود.

یعنی

از موضعی انقلابی تر از موضع دربار بود.

ادامه دارد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر