۱۴۰۵ مهر ۲۲, چهارشنبه

خود آموز خود اندیشی (۱۵۲۳)

Der Denker 

شین میم شین

بوستان

باب چهارم

در (باب) تواضع

(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

بخش دوم

(ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

ما به سوی آنچه دانش زمانه مان نموده، می رویم


 

یکی گفت:

«از این نوع شیرین نفس

در این شهر سعدی شناسیم و بس»

 

بر آن صدهزار آفرین کاین بگفت

حق تلخ بین، تا چه شیرین بگفت.

معنی تحت اللفظی:

حریفی گفته است که تنها شیرین سخنی که در این شهر وجود دارد، سعدی است و لاغیر.

به حریفی که حقیقت تلخ را این چنین شیرین گفته است، صد آفرین باد.

 

اولا

حرف تلخ و یا شیرین حریف چه ربطی به این حکایت دارد؟

 

ثانیا

این واکنش سعدی به این حرف حریف چه ربطی به تواضع دارد که موضوع این باب بوستان است؟

 

ثالثا

تلخی ویا شیرینی سخن

چه ربطی به حقیقت دارد؟

 

رابعا

تلخ قلمداد کردن حقیقت خرافه رایجی بیش نیست که نشاندهنده بی خبری مدعی از تعریف حقیقت است.

 

خامسا

حقیقت با ماهیت و علمیت (علمی بودن) و عامیت (عام بودن)  و ضرورت (جبر) خویشاوند است و بر خلاف شیرینی و تلخی سخن، محسوس و مادی نیست و باید به هزار زحمت کشف شود و به هزار ذلت و درد سر افشا شود.

 

مراجعه کنید

به

حقیقت

 

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/15367

 

 

ماهیت

(ذات، باطن، بود) 

پروفسور دکتر گونتر کروبر

برگردان

شین میم شین

 

۱

http://hadgarie.blogspot.com/2018/08/blog-post_5.html

 

۲

http://hadgarie.blogspot.com/2018/08/blog-post_8.html

 

۳

http://hadgarie.blogspot.com/2018/08/blog-post_85.html

 

۴

http://hadgarie.blogspot.com/2018/08/blog-post_47.html

 

۵

http://hadgarie.blogspot.com/2018/08/blog-post_16.html

 

۶

http://hadgarie.blogspot.com/2018/08/blog-post_19.html

 

۷

http://hadgarie.blogspot.com/2018/08/blog-post_96.html

 

پایان

 

 

تفاوت فرم با نمود و محتوا با ماهیت

 

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/16042

 

پایان

 

منفرد، خاص، عام

 

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/10907

 

علم

 

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/8396

 

جبر

(ضرورت)

 

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/14206

 

ادامه دارد.


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر