۱۴۰۱ شهریور ۸, سه‌شنبه

درنگی در اندیشه ای (۴۰۶)

Ist möglicherweise ein Bild von ‎Text „‎איץ "nein genossen! es kommt für uns sozialisten nicht darauf an zu regieren, sondern den kapitalismus zu stürzen. da gilt es nicht zu zeigen, dass wir eine regierungsfähige partei sein können. Rosa Luxemburg‎“‎

میم حجری

هدف سوسیالیست ها
سرنگون کردن سرمایه داری است
و
نه
حکومت کردن.
مسئله نشان دادن لیاقت حکومت کردن حزب نیست.
روزا لوزمبورگ


هی روزا.

بدون تربیت اعضای و کادرها و رهبران حزبی مایل و قادر و لایق به حکومت
براندازی سرمایه داری
محال است.

 
نفی هر چیز
همیشه معین است و نه نامعین.

 
مثال:
تخریب خانه ای
بدون طرحریزی و تدارک بنای پیشاپیش خانه ای بهتر
نشانه دیوانگی است.

 
به قول مش برشت:
ای پرولتر
بی وقفه

بیاموز
تو باید حکومت کنی.


پرولتاریا
باید پس از قبضه قدرت
در آن واحد
هم به خودپروری (تربیت خود پرولتاریا)
همت گمارد
و
هم
به
توده پروری.

 
به همین دلیل
برای دیالک تیک روشنگری
الترناتیو و بدیلی وجود ندارد.

دیالک تیک روشنگری
یعنی 

دیالک تیک انتقاد از خود و انتقاد از جامعه
یعنی 

دیالک تیک خود پروری و توده پروری


پایان

درنگی در اندیشه ای (۴۰۵)

Ist möglicherweise ein Bild von 5 Personen und Personen, die stehen 

میم حجری

 

کودتای ۲۸ مرداد
و

 هر کودتای دیگر
حاوی ماهیت طبقاتی است.
به همین دلیل

 مفهوم کودتای انگلیسی ـ امریکایی 

هم غیرعلمی است و هم نارسا و نادرست و نادقیق است.

۱
کودتای ۲۸ مرداد
کودتای شاه و شیخ

 بوده است.
به لحاظ طبقاتی
کودتایی نیمه فئودالی ـ نیمه بورژوایی 

بوده است.

۲
هر کودتایی و حتی هر انقلابی 

در 

دیالک تیک داخلی ـ خارجی 

پیروز می شود و یا شکست می خورد.

 
کودتای ۲۸ مرداد
مورد حمایت سرکرده جدید جهان بوده است که از نفوذ امپریالیسم انگلیس (سرکرده معزول جهان) در اشرافیت فئودال و روحانی 

هم استفاده کرده است.
تعیین کننده

 امپریالیسم امریکا بوده است 

و 

بهبود روابط دربار با انگلیس 

تغییری در ماهیت هژه مونیکی کودتای ۲۸ مرداد نمی دهد.

 
سیاست انگلستان پس از ج. ج. دوم 

دریافت تکه کوچکی از کیک غارت به ازای خوش خدمتی 

بوده و است.
همه جای جهان
مثلا 

همین چند سال قبل در سرنگونی صدام و اشغال عراق و غیره

۳
دربار

 اتفاقا
ضد انگلیسی و پرو امریکایی بوده است.
ساواک تا پایان به سرکوب طرفداران انگلیس هم پرداخته است.

 
محتوای هژه مونیکی کودتاها و جنگ ها و انقلابات پس از ج. ج. دوم
طرد سرکرده های قدیم (انگلیس و فرانسه و اسپانیا و پرتغال و هلند و غیره)
و
نشاندن امریکا و شوروی به جای آنها بوده است
در بحران سوئز
فرانسه طرد می شد
در جنگ امریکا در ویتنام
فرانسه 

پس از شکست در نبرد دین بین فو

داوطلبانه کنار می کشد.  

 
در اندونزی و هند و پاکستان و غیره
انگلیس طرد می شوند.

در انگولا و غیره

پرتغال طرد می شود.

در کوبا اسپانیا

طرد می شود.

به همین دلیل بخش اعظم کودتاها و انقلابات رهایی بخش ملی

آشکار و یا پنهان

از

حمایت دو سرکرده جدید

یعنی

 امریکا و شوروی

برخوردار بوده اند.

پایان

۱۴۰۱ شهریور ۷, دوشنبه

درنگی در اندیشه ای (۴۰۴)

Ist möglicherweise ein Bild von außen

میم حجری

 

اگر کتابی که می‌خوانیم مثل یک
مشت نخورد به جمجمه‌مان و
بیدارمان نکند ،
پس چرا
باید آن را بخوانیم ؟
کتاب باید پُتکی محکم برای
دریای منجمد درون ما باشد !
فرانتس کافکا


کتاب خواندن مثل بحث کردن با همنوع هماندیش (بحث کننده) است.
تفاوت در حضور و غیاب هماندیش است.

 
خواننده کتاب
در واقع
با نویسنده و کاراکترهای کتاب
هماندیشی می کند.

 
اگر البته مغز اندیشنده در کدوی کله داشته باشد
و گرنه کتاب خوانی اش
خرخوانی 

(مطالعه منفعل و پاسیو و اتلاف وقت و بیهوده)

خواهد بود.

بیداری 

در اثر هماندیشی میسر می شود 

و 

نه در اثر خرخوانی

فرق هم نمی کند 

که

 کتاب مشت باشد و یا مخمل

 

پایان 

درنگی در اندیشه ای (۴۰۳)

May be an image of 2 people and text

میم حجری

 

اسناد ذهنی
همانا اسنامه خائنانه و رسالت اسلام سیاسی در ایجاد یک جامعه عقب نگهداشته با اقتصاد پیش سرمایه داری و دلالی توسط هیئت موتلفه ایهای غاصب اتاق بازرگانی و رقم زننده بحران اقتصاد موجود و مافیائی نمودن و طبقاتی کردن بیش از حد طبقاتی جامعه و توسعه نادانی و تحجر و خرافه و فساد اخلاقی جامعه .
دکتر فاطمی


اسلام سیاسی 

 به چه معنی است؟
مگر اسلام غیرسیاسی هم وجود دارد؟
هر آه و آروغ
هر عطسه و افسوس
هر هارت و پورت
هر شعر و قصه
هر تندیس و ترانه
هر اندرز و موعظه
حتی
سیاسی است.

اسلام
ایده ئولوژی 

است
و
ایده ئولوژی
چیزی طبقاتی است.

 
ایده ئولوژی
طبقاتی تر از هر چیز طبقاتی دیگر است.

 
درست به همین دلیل
اسلام توده رعیت
ضد اسلام اشراف فئودال و روحانی است.

 
فوندامنتالیسم اسلامی
اوتوپی 

 است
و
نه
سند.

و

نه

سند ذهنی کذایی.

 

فوندامنتالیسم اسلامی
اوتوپی شبه فاشیستی و ارتجاعی آنتی امپریالیستی و آنتی کمونیستی

(نه شرقی نه غربی)

 است.

اوتوپی فوندامنتالیسم اسلامی

 از ۱۰۰۰ سال قبل تا کنون

از هر منبر در هر مسجد

تبلیغ شده است
و
اکنون در عرض ۴ دهه ورشکست گشته است.

 
ولی علیرغم آن به حیات ننگین خود ادامه می دهد.
برای اینکه روشنگری علمی و انقلابی
تعطیل شده است

و

جامعه

طویله شده است.

پایان 

درنگی در اندیشه ای (۴۰۲)


میم حجری


تواضع گرچه محبوب‌ست و فضل بیکران دارد
نباید کرد بیش از حد که هیبت را زیان دارد
سعدی


معنی تحت اللفظی:
فروتنی خوب است
ولی نباید بیش از حد باشد
و
به تخریب شخصیت فروتن
منجر شود.


فروتنی

 از فضایل اخلاقی نظامات جامعتی برده داری و فئودالی است.

فروتنی
فرمی از ریا و عوامفریبی است.

فروتنی افراد
سبب ناشناخته ماندن ماهیت آنان می شود.

فروتنی
در جوامع پیشرفته
منجر به بدبختی می شود.

مثلا
اگر کسی
به دلیل فروتنی
از بیان نقاط قوت خود پرهیز ورزد
بیکار می ماند.

دست فروتن
وقتی رو می شود که فروتنی اش را جدی بگیری.

مثلا خریتش را تأیید کنی.
آنگاه فروتنی اش را فراموش می کند و چاقو می کشد و دشنام می دهد.

بهتر از صداقت، یعنی حقیقت پرستی، فضیلتی وجود ندارد.

پایان


درنگی در اندیشه ای (۴۰۱)

fb.com

میم حجری

 

نظر این و ان راجع به تو مهم نیست.
مهم نظر خودت راجع به خودت است.
فرنگی


فرنگی ها
امید و انتظار مثبت ما از آنان را بر باد می دهند.

 
برای اینکه به طرز ترحم انگیزی و چه بسا حتی به طرز تهوع انگیزی
فلسفه فقیرند.

نه
نظر این و آن راجع به تو و هر چیز دیگر
تعیین کننده است
و
نه
نظر تو راجع به خویشتن و هر چیز دیگر.

 
تعیین کننده
چیستایی و کیستایی عینی و واقعی هر چیز و هر کس،
بی اعتنا به نظر این و آن و خویشتن است.

 
برای اینکه محتوای شناخت
نه در سوبژکت شناخت (این و ان و خویشتن)
بلکه در اوبژکت (موضوع) شناخت است.

 

مثال:
خریت خر
در خود خر است و نه در خرچران و خرسوار و خر فروش و خرشناس

پایان 

۱۴۰۱ شهریور ۶, یکشنبه

فرهنگ مفاهیم فلسفی (الف) ایراسیونالیسم (خردستیزی) دیروز و امروز (اکتوئالیته انتقاد گئورگ لوکاچ از ایراسیونالیسم) (۱)

Bild

پروفسور دکتر اریش هان

برگردان

 شین میم شین 

 

فهرست مطالب

پیشگفتار
تعارف مفهومی
علل عینی و ذهنی
مظاهر کنونی خردستیزی
(مبادی) و دعوی رسالت الهی
آناکرونیسم ها و پارادوکسها
(عناصر نامعلوم و ضد و نقیض)
خردگرائی دروغین

 

گئورگ لوکاچ

(۱۸۸۵ ـ ۱۹۷۱)

فیلسوف، منتقد ادبی مجارستانی

آثار او

تاریخ و شعور طبقاتی

روح و فرم

تئوری رمان

اگزیستانسیالیسم و مارکسیسم

تخریب خرد

اونتولوژی و مارکس

استه تیک

تغییر سرنوشت

 

پیشگفتار

 

۱

·      ۵۰ سال قبل، گئورگ لوکاچ در کتابی تحت عنوان «تخریب خرد» و آثار دیگرش به بررسی چند و چون ایراسیونالیسم (خردستیزی) در ایدئولوژی ارتجاعی فاشیسم آلمان (به عنوان نمونه) پرداخت.

 

۲

·      در اوضاع سیاسی و فکری کنونی که گرایشات ایراسیونالیستی یکه تاز میدان شده اند، آشنائی عمیق با اصول نظری و عملی این آثار او و با ارزش عملی فوق العاده ی آنها، ضرورت تام دارد.

 

۳

·      شالوده فکری هر گونه مبارزه ای علیه پدیده های ایراسیونالیستی ـ از دید لوکاچ ـ عبارت است از تلاش برای کشف خرد در تاریخ و تبیین آن در قالب مفاهیم و مقوله ها!

 

۴

·      لوکاچ در سال ۱۹۴۶ در ژنو در بحث با کارل یاسپرس به طور تیزبینانه ای گفت:

·      «آکادمیسم اشتباه آمیزی خواهد بود، اگر در موضع فلسفه نسبت به خرد یکی از مسائل ذاتی فلسفه، مثلا تئوری شناخت، فنومنولوژی، اونتولوژی و غیره را در نظر بگیریم.

·      همه این اصول تنها گشتاورهائی از مجموعه فلسفه اند که مبنای شان ـ همانطور که فلاسفه یونان، فیشته و ماتریالیست ها هم دیده اند ـ در خود وجود باید جسته شود.

·      هر طرح معرفتی ـ نظری مسئله و پاسخ بدان وابسته بدان است که فیلسوف در باره رابطه وجود و خرد چگونه می اندیشد!»

·      (گئورگ لوکاچ، «تفکر انقلابی»، ۱۹۸۴، ص ۲۱۲)

 

۵

·      طبیعی است که لوکاچ هم خرد را به عنوان توان فکری انسان برای درک جهان عینی با پیوندها و قانونمندی ها و  خود جنبی و تضادهای آن می داند.

 

۵

·      بنا بر این، «خرد» یک مفهوم انتقادی است.

 

۶

·      «خرد» به مثابه درک جهان در کلیت و سیر پیشرونده اش، به معنی فراتر رفتن فکری از حد آنچه که هست، یعنی از حد بیواسطگی است.

 

۷

·      به کمک دست افزارهای مفهومی که نتیجه بازسازی فکری واقعیت اند و به مرحله بیواسطگی پایان می دهند و فرم های فکری ئی را بی اعتبار می سازند، که کاری جز مطلق کردن برخورد سطحی به پدیده ها ندارند، چه ها که نتوان کرد!

 

۸

·      لوکاچ در کتابش تحت عنوان «تاریخ و شعور طبقاتی» (که جزو آثار اولیه او محسوب می شود) به تحلیل یکایک موارد فوق الذکر می پردازد.

 

۹

·      واقعیت ـ به عنوان یک کل ـ در وجود و توسعه خود، از نقطه نظر تفکر بورژوائی «برای فهم انسانی به صورت یک ملغمه ایراسیونالیته ی غیر قابل فهم جلوه می کند.»

 

۱۰

·      ملغمه ایراسیونالیته ای از این نقطه نظر به معانی زیر است:

 

الف

·      به معنی «چیزی است که آن را نتوان به وجود آورد»

 

ب

·      به معنی «چیزی است که آن را نتوان تغییر داد»

 

پ

·      به معنی «چیزی است که حقیقت آخرین، یعنی خاتم الحقایق است!»

·      (لوکاچ، «تاریخ و شعور طبقاتی»، ۲۰۰۰، ص ۱۲۵، ۱۲۷، ۱۳۳)

 

۱۱

·      تعیین کننده، رابطه خرد به مثابه مفهوم با واقعیت عینی است.

 

۱۲

·      تعیین کننده، نقش خرد، به مثابه ار غنون (ارگانون) توسعه تاریخی است.

 

ادامه دارد.