۱۴۰۵ اردیبهشت ۹, چهارشنبه

درنگی در دعاوی مینو هومیلی (۳)

 
 
درنگی 
از 
شین میم شین

سوسیالیسم و ضد امپریالیست و دموکراسی، خود جمع نقیضین است.
«دموکراسى مقوله اى کلیدى در سیستم فکرى یک سوسیالیست و مارکسیست واقعی نیست.

 ما از آزادى حرف میزنیم و این یک مقوله محورى براى ماست. 

اما دموکراسى، تبیین طبقاتى خاص و یک درک تاریخى – مشخص از مفهوم وسیع تر آزادى است.

 دموکراسى مقوله اى است که بخش معینى از جامعه بشرى در بخش معینى از تاریخ از مجراى آن مفهوم وسیع تر آزادى را تجسم کرده است.

 بنابراین تعبیر من از دموکراسى فقط میتواند یک تعبیر ابژکتیو و تاریخى باشد. یک لیبرال یا دموکرات، کسى که دموکراسى یک ایده آل و آرمانش را تشکیل میدهد، میتواند تعبیرى “داخلى” و سوبژکتیو از این مقوله بدهد، میتواند بگوید که از نظر او دموکراسى واقعى چه هست و چه نیست. اما یک مارکسیست، بنظر من، باید معنى تاریخى و پراتیکى دموکراسى و عملکرد اجتماعى آن را بحث کند. دموکراسى، نه بعنوان یک لغت در این یا آن رساله قدیم بلکه بعنوان واقعیتى که مردمان جامعه معاصر با آن مواجه شده اند، محصول عروج سرمایه دارى است. دموکراسى نگرش بورژوا به امر آزادى است. »

مینو هومیلی

سوسیالیسم و ضد امپریالیست و دموکراسی، خود جمع نقیضین است.

مینو هومینی
هنوز تفاوت ایسم با ایست را نمی داند.
به همین دلیل سوسیالیسم  را با ضد امپریالیست اماتیزه می کند.

سوسیالیسم 
بی اعتنا به اینکه منظور  مینو از ان چه باشد،
سیستم است.
اوبژکت است. 
به لحاظ گرامری (دستور زبانی)
 اسم است.
در حالیکه ضد امپریالیست، سوبژکت است.
فرد است.
گروه است.
حزب است.
به لحاظ گرامری (دستور زبانی) فاعل است.

سوسیالیسم را باید مثلا با کاپیتالیسم (سرمایه داری) و یا با فئودالیسم مطرح کرد و مورد بحث قرار داد و نه با ضد امپریالیست و دموکراسی.


مینو هومینی
بیشک معنی این مفاهیم را را هم نمی داند.

مثلا
معنی نقیض و نقیضین (دو نقیض) را هم نمی داند.
به همین دلیل، جمع سوسیالیسم و ضد امپریالیست و دموکراسی
را
جمع نقیضین (دو نقیض)  می داند.
منظورش احتمالا این است که سوسیالیسم و ضد امپریالیست و دموکراسی
ضد یکدیگرند.
با هم ناسازگارند.

۲
«دموکراسى مقوله اى کلیدى در سیستم فکرى یک سوسیالیست و مارکسیست واقعی نیست.

بیسوادی مفهومی و منطقی و فلسفی مینو هومینی در این ادعای او  هم آشکار می گردد:
مینو هومینی
خیال می کند که مفاهیم (مقولات) در سیستم های فکری افراد معینی وجود دارند.
معلوم هم نیست که منظور او از  مفاهیم و یا مقولات چیست.
مینو هومینی

مثال:
دختر یک مفهوم است که از تجرید دختران مادی و واقعی و مشخص (مینو و مینا و معصومه و غیره) تشکیل یافته است.
چگونه می توان ذره مغز در کدوی کله داشتو ادعا کرد که مفهوم دختر در سیستم فکری فلان وبهمان وجود ندارد؟

ادامه دارد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر