۱۴۰۴ دی ۳۰, سه‌شنبه

درنگی در دعاوی مینو هومیلی (۱)

 
 
درنگی 
از 
شین میم شین
 

سوسیالیسم و ضد امپریالیست و دموکراسی، خود جمع نقیضین است.
«دموکراسى مقوله اى کلیدى در سیستم فکرى یک سوسیالیست و مارکسیست واقعی نیست. ما از آزادى حرف میزنیم و این یک مقوله محورى براى ماست. اما دموکراسى، تبیین طبقاتى خاص و یک درک تاریخى – مشخص از مفهوم وسیع تر آزادى است. دموکراسى مقوله اى است که بخش معینى از جامعه بشرى در بخش معینى از تاریخ از مجراى آن مفهوم وسیع تر آزادى را تجسم کرده است. بنابراین تعبیر من از دموکراسى فقط میتواند یک تعبیر ابژکتیو و تاریخى باشد. یک لیبرال یا دموکرات، کسى که دموکراسى یک ایده آل و آرمانش را تشکیل میدهد، میتواند تعبیرى “داخلى” و سوبژکتیو از این مقوله بدهد، میتواند بگوید که از نظر او دموکراسى واقعى چه هست و چه نیست. اما یک مارکسیست، بنظر من، باید معنى تاریخى و پراتیکى دموکراسى و عملکرد اجتماعى آن را بحث کند. دموکراسى، نه بعنوان یک لغت در این یا آن رساله قدیم بلکه بعنوان واقعیتى که مردمان جامعه معاصر با آن مواجه شده اند، محصول عروج سرمایه دارى است. دموکراسى نگرش بورژوا به امر آزادى است. »

مینو هومیلی

 

 مینو
سوسیالیسم و ضد امپریالیست و دموکراسی، خود جمع نقیضین است.

 
مینو بیسواد است و معنی جمع نقیضین را نمی داند.
مثال:
دردم از یار است و درمان نیز هم
سعدی
 
جمع نقیضین  این است.
هم درد حریف از یار است و هم درمان (ضد درد) او.
 
مینو
مفاهیم سوسیالیسم و ضد امپریالیست و دموکراسی
 را 
پشت سر هم ردیف می کند و از جمع نقیضین دم می زند.
شکی نیست که او تعریف این مفاهیم را نمی داند.
به همین دلیل سوسیالیسم را با ضد امپریالیست همراه می سازد و نه با ضد امپریالیسم.
یعنی
تفاوت ایسم با ایست را حتی نمی داند.
 
مینو
«دموکراسى مقوله اى کلیدى در سیستم فکرى یک سوسیالیست و مارکسیست واقعی نیست. 
 
در سیستم فکری مارکسیست ها به نظر مینو دموکراسی مفهوم کلیدی نیست.
 
اگر کسی دو صفحه اول مانیفست  حزب کمونیستی (مهمترین سند کمونیستی) را دیده باشد، متوجه می شود که برقراری دموکراسی اولین و اساسی ترین وظیفه و تکلیف پرولتاریای پیروزمند است.
 
مینو
بیشک
نمی داند که مارکسیسم و سوسیالیسم و دموکراسی چیست.
 
دموکراسی 
یعنی
توده فرمایی
یعنی
حاکمیت توده
یعنی
حکومت حزب توده
چون توده از اکثریت مولد و زحمتکش را تشکیل می یابد،
دموکراسی یعنی حاکمیت زحمتکشان.
 
مینو   
ما از آزادى حرف میزنیم و این یک مقوله محورى براى ماست.
 
مینو
معنی آزادی را هم نمی داند.
خیلی ها از دیر باز واژه آزادی (اختیار) را مورد استفاده و سوء استفاده قرار می دهند، بدون اینکه تعریف آن را بدانند.
 
اختیار
 (آزادی)
به تنهایی وجود ندارد.
اختیار در دیالک تیک جبر و اختیار وجود دارد و نقش تعیین کننده در دیالک تیک جبر و اختیار از آن جبر است.
میزان آزادی هر کس به اندازه وقوف او به جبر (قوانین و قانونمندی های عینی مربوطه) است.
بعنی
خر نمی تواند مختار باشد.  
 
مینو
 اما دموکراسى، تبیین طبقاتى خاص و یک درک تاریخى – مشخص از مفهوم وسیع تر آزادى است. 
 
مینو
اکنون به تحریف مفهوم دموکراسی می پردازد.
یعنی
دیالک تیک جبر و اختیار را دور می اندازد و دوئآلیسم و یا دیالک تیک دموکراسی و آزادی (اختیار) را به صورت فرمی از بسط و تعمیم دیالک تیک جزء و کل تحریف می کند.
دموکراسی به مثابه  تبیینی طبقاتی خاص از اختیار و یا آزادی
 و 
یا
دموکراسی به مثابه  درک تاریخی ـ مشخص از مفهوم آزادی (اختیار).
 
این تحریف دموکراسی اما به چه معنی است؟
 
این اولا بدان معنی است که هر عضو هر طبقه اجتماعی تبیین طبقاتی خاص خود را از دموکراسی دارد.
یعنی
دموکراسی به مثابه مفهومی فلسفی فاقد تعریف علمی استاندارد است.
یعنی
تعریف مفهوم فلسفی دموکراسی
دلبخواهی و این و آنی است.
این ثانیا بدان معنی است که دموکراسی درکی تاریخی ـ مشخص از مفهوم اختیار و یا آزادی است.
این یعنی خر تو خر تعریفی (تحریفی) و اینجایی ـ آنجایی و این و آنی از مفهوم فلسفی دموکراسی
 
ادامه دارد.
 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر