۱۴۰۵ شهریور ۹, دوشنبه

درنگی در ذهن و عکاسی (۳۰)

     کتاب ذهن و عکاسی 

Paul Martin Lester  

پل مارتین لستر

(۱۹۵۳ ـ ۲۰۲۳)

ذهن و عکاسی

 اثر پل مارتین لستر 

ترجمه زانیار بلوری 

درنگی

از

شین میم شین

 

پل مارتین لستر

 استاد ارتباطات در دانشگاه ایالتی کالیفرنیا 
 
۱۶
تقلا برای جستجوی حقیقت سودی ندارد.
حقیقت روزی تو را خواهد جست.
اگر از کوهی بر آیی و به قله برسی، آنگاه به پایین نگاه می کنی و آرزوی زمین هموار را داری.
اما هنگام که نگاه نکنی، حقیقت را خواهی دید.
 
ما برای تحلیل این ادعای حریف نخست آن را تجزیه می کنیم:
 
۱
تقلا برای جستجوی حقیقت سودی ندارد.
 
http://t1.gstatic.com/licensed-image?q=tbn:ANd9GcT9SSrPVmU_jOBHXutZByZZCelyRr4A5hqWRWxW-2waagZrWZSPvX09RaCY-ebr252f
ویلیام جیمز 
فیلسوف، روان‌شناس و پزشک آمریکایی است که بنیان‌گذار مکتب پراگماتیسم بود. فلسفه پراگماتیسم وی 
را 
«عملگرایی» یا «اصالت دادن به عمل» در زبان فارسی ترجمه کرده‌اند؛ ولی در یک نگاه اجمالی ویلیام جیمز منشأ حقیقت را در «سودمند بودن» یک امر یا...  
ویکی‌پدیا
 
محتوای این یاوه حریف همان «تعریف» بندتنبایی ویلیام جیمز (مؤسس پراگماتیسم) از حقیقت کذایی است:
هر چیزی و هر کاروکاری که برای کسی سودمند باشد، آن چیز حقیقت است.
 
این اولا بدان معنی است که حقیقت، چیزی سوبژکتیو (این و آنی، شخصی، فردی) است و نه چیزی اوبژکتیو (عینی، علمی، کلی، ماهوی، جبری ویا ضرور، عام).
 

لنین 
در رد چنین یاوه های امپریالیستی بوده است که عینیت حقیقت را از بلندترین مناره های جهان اعلام کرده است
و
خیلی ها را گیج کرده است.
چون معنی اوبژکتیو (عینی) ضمنا مستقل از فرد بودن است.
در حالیکه حقیقت توسط بشر کشف می شود.
منظور لنین این است که حقیقت، چیزی سوبژکتیو (این و آنی، شخصی، فردی) نیست.
 
این ثانیا بدان معنی است که معیار مطمئن برای تمیز حقیقت از باطل، مبتنی بر دیالک تیک سود و زیان است:
هر چیزی و کردوکاری برای کسی سودمند باشد، حقیقت است و مضرباشد، باطل است.
اگر کشتار صدها هزار پیر و برنا و طفل معصوم برای برای لاشخوری مفید باشد، حقیقی است
و
اگر مضر باشد، باطل است.
 
این ثالثا بدان معنی است که جست و جوی حقیقت کار  بیهوده ای است.
باهوده بی خیال حقیقت بودن است.
حریف که استاد دانش کاه هم است، دلیل قوی هم دارد:
 
۲
حقیقت روزی تو را خواهد جست.
 
این ادعای حریف به معنی عدم درک معنی سوبژکت شناخت (شناسنده) و اوبژکت شناخت (موضوع شناخت) است:
حقیقت به زعم استاتید دانش کاه، نه اوبژکت شناخت، بلکه سوبژکت شناخت و اولاد حوا و آدم نه سوبژکت شناخت، بلکه اوبژکت شناخت (موضوع شناخت) اند.
 
حریف علامه دلیل تجربی ـ تجملی قوی تری هم دارد:

۳


اگر از کوهی بر آیی و به قله برسی، آنگاه به پایین نگاه می کنی و آرزوی زمین هموار را داری.
اما هنگام که نگاه نکنی، حقیقت را خواهی دید.
 
پیش شرط کشف حقیقت کذایی، کر و کور و خر بودن است و بس.
 
ادامه دارد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر