۳۶
· ماتریالیسم پیشا مارکسیستی (ماقبل مارکسیستی) متناسب با سطح دانش نایله در ةم زمان اثبات می کند که در مناسبت (رابطه) شعور بشری با طبیعت (در دیالک تیک طبیعت و شعور بشری. مترجم)، طبیعت مقدم بر شعور بشری است.
· طبیعت اولین است و شعور بشری ثانوی.
۳۷
· ماتریالیسم پیشا مارکسیستی (ماقبل مارکسیستی) طبیعت را به مثابه چیزی که در ورای شعور بشری (در خارج از شعور بشری، مستقل از شعور بشری) وجود دارد، در نظر می گیرد.
۳۸
· ماتریالیسم پیشا مارکسیستی (ماقبل مارکسیستی) طبیعت را فقط به کمک طبیعت درک می کند و توضیح می دهد.
۳۹
· ماتریالیسم پیشا مارکسیستی (ماقبل مارکسیستی) شعور بشری را محصول طبیعت می داند.
۴۰
· ماتریالیسم پیشا مارکسیستی (ماقبل مارکسیستی) بر آن بوده است که شعور بشری نیازی به روح غیر مادی ندارد.
۴۱
· ماتریالیسم پیشا مارکسیستی (ماقبل مارکسیستی) بر آن بوده است که شعور بشری فقط به بدن نیاز دارد، بدنی که به طور صوری قادر به کارکرد (فونکسیون) باشد.
· بالاخص به ارگان های (آعضای) حسی (مثلا حواس پنجگانه) و مغز نیاز دارد.
۴۲
· ماتریالیسم پیشا مارکسیستی (ماقبل مارکسیستی) با تکیه بر علوم و تجارب عملی به افشای کلیه «جواهر ایدئآلیستی» «ارواح» «خدایان» و غیره می پردازد که گویا خالق طبیعت و شعور بشری اند.
۴۳
· ماتریالیسم پیشا مارکسیستی (ماقبل مارکسیستی) کلیه «جواهر ایدئالیستی» «ارواح» «خدایان» و غیره را به مثابه پرسونالیزاسیون (آدم واره سازی) و چیز واره سازی شعور بشری و فراورده های تخیلی شعور بشری تلقی می کند که در واقع وجود ندارند.
۴۴
· ماتریالیسم پیشا مارکسیستی (ماقبل مارکسیستی) اما به دلیل محدودیت طبقاتی ـ تاریخی و محدودیت تئوریکی (نظری) اش نمی تواند به مسئله اساسی فلسفه راه حل ماتریالیستی ارائه دهد و به اثبات علمی همه جانبه و قطعی اش نایل آید.
ادامه دهد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر