برای بررسی متد فکری کنفوسیوس و طلابش نظری بر انتقادات اجتماعی جوانک می اندازیم:
۱
جوانک در راه خود دید که چگونه پدران و پسران علیه یکدیگر می جنگند و همدیگر را می کشند.
ایراد بینشی کنفوسیوس در این جمله
اولا
متد فکری متافیزیکی (ضد دیالک تیکی) او ست:
جنگ (اختلاف، تضاد) مولد (مادر و پدر) با مولود (دختر و پسر)
به تنهایی وجود ندارد.
هیچ چیز در کل هستی به تنهایی وجود ندارد.
خصلت و ساختار همه چیز دیالک تیکی است:
جنگ در دیالک تیک جنگ و صلح وجود دارد
و
در دیالک تیک مولد و مولود (پدر و پسر) نقش تعیین کننده در دیالک تیک جنگ و صلح، از آن صلح است.
به ندرت پیش می آید که مادر و پدری فرزندش را بکشد و یا فرزندی مادر و پدرش را بکشد.
کنفوسیوس
در دیالک تیک استثناء و قاعده، قاعده را نادیده می گیرد و استثناء را برجسته و مطلق می کند.
ایراد بینشی کنفوسیوس در این جمله
ثانیا
دیدن و نشان دادن پدیده (فنومن، نمود، ظاهر) و ندیدن و نشان ندادن ماهیت (نومن، بود، ذات) است.
یعنی
متد فکری او فنومنولوژیکی است.
یعنی
ظاهر بینانه است.
اخنلاف مولد با مولود دلیل دارد.
کنفوسیوس اما بی اعتنا به دلیل و دلایل متنوع مربوطه است.
کنفوسیوس اصلا تلاشی برای کشف ماهیت این اختلاف و تضاد و دلیل و علت آنها نمی کند.
ایراد بینش (متد فرمالیستی و فنومنولوژیستی) همیشه همین است.
پیرو این بینش
در سطح پدیده ها پرسه می زند و گرد و خاک به پا می کند
و
از عمق و ماهیت و ذات و محتوای مربوطه بی خبر می ماند.
کنفوسیوس نمی داند که فرزند نبات و جانور و بشر بالاجبار و جبرا و طبیعتا و جامعتا
نافی دیالک تیکی مولد (مادر و پدر) خویش است.
نفی دیالک تیکی
یعنی
نقد و حذف جنبه های کهنه و منفی و مخرب مولد و حفظ و توسعه و تکامل و تکمیل جنبه های مثبت و حیات مند مولد خود.
مراجعه کنید
به
قانون دیالک تیکی نفی نفی (نفی در نفی)
نفی نفی
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/3784
ادامه دارد.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر