بوستان
باب چهارم
در (باب) تواضع
مقدمه
(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۹۷ ـ ۱۲۱)
حکایت
مقدمه
بخش دوم
(ص ۹۷ ـ ۱۲۱)
سپهر اش به جائی رسانید کار
که شد نامور لؤلؤ شاهوار
معنی تحت اللفظی:
فلک با مشاهده تواضع قطره کار را به جایی رساند که قطره لؤلؤ (مروارید) اعلی شود.
سپهر از برای تو فراش وار
همی گستراند بساط بهار.
معنی تحت اللفظی:
چرخ فلک (سپهر) بسان فرش پهن کننده ای، بساط بهار را برای تو پهن می کند.
دیوان حافظ از چنین مفاهیم ایراسیونال (ضد عقلی) خرافی لبریز است:
سـپـهر برشده پرویزنی اسـت خون افشان
کـه ریزهاش سر کسری و تاج پرویز اسـت.
معنی تحت اللفظی:
چرخ فلک شبیه غربال خون آشامی است که ریزه اش سر و تاج پادشاهان است.
حافظ
در این بیت غزل
سپهر کذایی را به غربال خونخواری تشبیه می کند که از آن سر کسری و تاج پرویز می ریزد.
حافظ اینجا و نه فقط اینجا آدمی را به یاد شکسپیر می اندازد.
مراجعه کنید
به
مکبث
شکسپیر هم با مفاهیم اراسیوتال و خرافی (ماورای طبیعی) کار می کند.
حافظ
دقیقا بر خلاف سعدی در ابیات فوق الذکر شعر،
نه تحول بخش قطره به لؤلؤ، نه مثبت، بلکه قوه ای خون آشام و مرگ آور تصور و تصویر می کند.
سپهر
در این بیت غزل خواجه
شبیه عفریته نفرت انگیری تصور و تصویر می کند که مشخصه اش شوهر کشی (عروس هزار داماد) است.
ادامه دارد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر