۱۴۰۴ دی ۲۸, یکشنبه

درنگی در شعری از فروغ فرخزاد (۶)

فرخ‌زاد بر مجلهٔ فردوسی، اسفند ۱۳۴۵ 

 فروغ فرخزاد 

درنگی

از

میم حجری

بخشی از شعر بلند «مرز پر گهر»
«فروغ فرخزاد»


سنگ كوهت دُر و گوهر است.
خاك دشتت بهتر از زر است
مهرت از دل كی برون كنم.
بر گو بی مهر تو چون كنم

معنی تحت اللفظی:

سنگ کوه های ایران، در و گوهر و خاک دشت ایران، بهتر از زر است.

مهر چنین کوه و دشتی از دل شاعر و طبقه اجتماعی مربوطه اش، هرگز بیرون نمی رود.

شاعر و طبقه اجتماعی مربوطه اش،  بدون مهر میهن ول معطلبند.

اگر پیوند منطقی بین ابیات  این بند شعر و شعار شاعر را زیر ذره بین تحلیل علمی و انقلابی (مارکسیستی) قرار دهیم، به معیارهای ارزشی شاعر و طبقه اجتماعی مربوطه پی می بریم:
دلیل دلبستگی شاعر و طبقه اجتماعی مربوطه اش به خاک ایران، 
نه شبیه دلبستگی مولد (تولید کننده) به مولود و محصول و فراورده کار مادی و مثلی
مثلا
دلبستکی مادر و پدر به فرزند و هنرمند به اثر هنری اش،
بلکه در و گوهر و زر داشتن سنگ های کوه و خاک دشت آن است.
 
از همین معیار دلبستگی شاعر،
ماهیت انگلی و مفتخوری طبقه اجتماعی مربوطه اش آشکار می گردد.
 
اثر فکری هر کس، مثلا شعر هر شاعری 
آیینه تعلقات طبقاتی او ست.

تا گردش جهان و دور آسمان بپا ست.
نور ایزدی همیشه رهنمای ما ست
مهر تو چون شد پیشه ام.
دور از تو نیست ، اندیشه ام
در راه تو ، كی ارزشی دارد اين جان ما.
پاینده باد خاك ايران ما
معنی تحت اللفظی:
تا گردش دنیا و چرخش فلک و دوران آسمان وجود داشته باشد، رهنمای شاعر و دار و دسته اش
نور ایزدی خواهد بود.
 
در این بیت شعر
جهان ـ تصور و جهان ـ تصویر شاعر آشکار می گردد:
شاعر 
جهان را بسان طبقه اجتماعی برده دار و فئودال در سیر و سیاحت می بیند و چرخ آسمان را در دوران و چرخش مدام.
این جهان ـ تصور و جهان ـ تصویر مال هزاران سال قبل است.
 
راهنمای شاعر و طبقه اجتماعی مربوطه اش هم نور ایزدی است و نه عقل اندیشنده.
 
ایران ای خرم بهشت من.
روشن از تو سرنوشت من
گر آتش بارد به پیكرم.
جز مهرت بر دل نپرورم
 
معنی تحت اللفظی:
ایران بهشت خرم شاعر است
و
سرنوشت شاعر از ایران روشن است.
اگر بارانی از  آتش بر اندام شاعر ببارد، جز محبت ایران در دل خود نمی پرورد.
 
کسی که ایران را بهشت خرم خود تصور می کند، باید جزو و عضو طبقه حاکمه باشد و نه عضو و جزو توده مولد و زحمتکش.
 
ایران برای توده چه بسا دوزخ است و نه یهشت.
روشنی سرنوشت شاعر
نه از ایران  انتزاعی، بلکه از  در و گوهر و نفت و گاز و معادن و منابع و استثمار توده مولد و زحمتکش ایران است.
  شاعر و طبقه اجتماعی مربوطه اش
فکر و ذکری جز  مهر و محبت و عشق ایران در سر ندارند، حتی اگر ایران جهنم شود.
مثلا
توسط امپریالیسم و صهیونیسم
بمباران اتمی شود.
 
از آب و خاك و مهر تو سرشته شد دلم.
مهرت ار برون رود، چه می شود دلم
مهر تو چون شد پیشه ام.
دور از تو نیست ، انديشه ام
در راه تو ، كی ارزشی دارد اين جان ما.
پاینده باد خاك ایران ما
 
معنی تحت اللفظی:
دل شاعر و طبقه اجتماعی مربوطه
بسان کوزه ای است که از آب و خاک و مهر ایران  سرشته شده است.
وای اگر مهر ایران از دل شاعر بیرون رود.
جان شاعر و طبقه اجتماعی انگل مفتخور مربوطه اش در راه ایران
ارج و ارزشی ندارد. 
 
این بند اخر این شعر و شعار است.
محتوای این شعر و شعار  هارت و پورت است و بس.
به همین دلیل فروغ از آن برای شعر طنزگونه و طعنه واره خود،
عنوان ساخته است.

ادامه دارد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر