۱۴۰۴ دی ۱۱, پنجشنبه

فرهنگ مفاهیم فلسفی (ر) روانشناسی ترکیبی (روانشناسی هیئت) (۲)

 پروفسور دکتر هانس هیبیش

برگردان

 شین میم شین 

 

۱۲

·    روانشناسی ترکیبی به لحاظ تاریخی ـ پسیکولوژیکی و یا تاریخی ـ مسئله ای (مسئلتی) از اشتباهات برداشت های مکانیسیستی رایج در پسیکوفیزیک تغذیه می کند.  

 

۱۳

·    طرفداران پسیکوفیزیک با وبر و فشنر قصد داشتند بر طبق برنامه ای پیوندهای تحریکات فیزیکی با احساس های حسی ناشی از آنها را به طور آزمایشی توضیح دهند.

 

۱۴

·    برای این کار فرضیه واره ای مبنی بر رابطه برگشتی روشن میان تحریکات منفرد و احساس های منفرد را به خدمت می گرفتند.

 

۱۵

·    این به معنی خلاصه کردن رابطه معرفتی سوبژکت و اوبژکت در «عناصر» آن بود و سوبژکت در تشکیل احساس ها خلع سلاح می شد و به تماشاگری منفعل تنزل داده می شد و همه کاره اصلی تحریکات می شدند.

·    این به معنی خلاصه کردن داد و ستد میان ارگانیسم و محیط زیست در یک مورد مرزی (سر حدی) بود. 

 

۱۶

·    این نوع خلاصه کردن ها طبیعتا موجب محدودیت مناسبات مکشوفه (مثلا قوانین وبری و فشتری) از طریق آزمایش می شدند.

 

۱۷

·    مناسبات مکشوفه یاد شده را می توان تنها به مثابه تصویرسازی همگون صرف شرایط واقعی ارگانیسم واکنشگر در نظر گرفت.

 

۱۸

·    اما به ویژه در به اصطلاح «گمراهسازی های هندسی ـ بینشی» (عدم انطباق میان چند و چون هندسی و اندازه ای تحریکی و اندازه تصویر) دلایل بیشماری بر ضد پسیکو فیزیک یافت می شدند که به ناحق تعمیم بخشیده می شدند.

 

۱۹

·    این امر به دو برداشت وخیم منجر شد:

 

الف

 

۱

·    از آنجا که هر شیئ عینی می تواند در پروژکسیون های بیشمار ممکنه به صورت «الگوهای تحریکی قریب» (کوفکا) به مثابه شرط اولیه تغییر فرم بینشی برشبکیه چشم تأثیر گذارد، مثلا در وابستگی به فاصله، زاویه دید، میزان نور و غیره، بنابرین نمی توان یک رابطه روشن میان اوبژکت واقعی و تصویرسازی پروژکتو از آن به دست آورد.

 

۲

·    از این رو ست که در روانشناسی ترکیبی فرضیه واره ای مبنی بر رابطه بی قاعدگی میان اوبژکت و «الگوهای تحریکی قریب» از آن وضع می شود.

 

۳

·    جالب این است که این پرسش که آیا مشخصات اوبژکت واقعی در ورای این جریان انتقال حفظ می شوند، اصلا مطرح نشد، مگر از سوی منقدان روانشناسی ترکیبی.

 

۴

·    فون هلم هولتس به این پرسش به طور اساسی پاسخ مثبت داده بود.

 

ب

·    هر فرضیه واره دیگر مبنی بر رابطه بی قاعدگی دیگر نیز به سبب یافتن عدم انطباق حقیقی میان تصویربرداری شبکیه چشم و حالت نهائی مشاهده (یعنی «تصویر») وضع شده بود. 

۲۰

·    بنا بر این دو فرضیه واره هر انطباق اثبات شده ای میان شیئ واقعی (بی اعتنا به شرایط ادراک مربوطه) و ادراک آن می بایستی به صورت معجزه ای جلوه گر شود.

 

۲۱

·    زیرا درشیئ ادراک شده ظاهرا مشخصات ماهوی (یعنی مشخصات ماهوی برای تعیین هویت و عمل) سطح حسی شیئ واقعی (رابطه فرم ـ دلیل، فرم، حد و مرز، حرکت، رنگ) نسبتا درست منعکس می شوند. 

 

۲۲

·    توضیح این انطباق میان اصل و کپی (شیئ و تصویر) را روانشناسی ترکیبی علاوه بر دو رابطه بی قاعدگی در قوانین درونی روان می جوید.

 

الف

·     (در«قوانین میدان پدیده ای»)

 

ب

·    در به اصطلاح «قوانین ترکیبی» (قانون قرابت، وحدت درونی، تشابه، سرنوشت مشترک و امثالهم).

 

۲۳

·    تقریبا بیشتر از صد فقره از چنین قوانین توسط مؤلفان مختلف فرمولبندی شده اند.

 

ادامه دارد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر