۱۴۰۴ دی ۱۰, چهارشنبه

فرهنگ مفاهیم فلسفی (ر) روانشناسی ترکیبی (روانشناسی هیئت) (۱)

 پروفسور دکتر هانس هیبیش

برگردان

 شین میم شین  

      

۱

·      روانشناسی ترکیبی به جریانی در مکاتب مربوط به «کلیت فلسفی» اطلاق می شود که علیرغم اختلافات بزرگ فی مابین، بدون استثنا به نقل قولی از افلاطون و ارسطو استناد می ورزند که «کل از مجموعه اجزای متشکله خود بشتر است!»

 

۲

·      همه این جریانات بخش هائی از روانشناسی بورژوائی را تشکیل می دهند که با دوری گزیدن از پسیکوفیزیک ماتریالیستی ـ مکانیکی (که از سوی آنان روانشناسی اتمیستی و یا عنصری (اله منتار) نامیده می شود) در پایان قرن نوزدهم و آغاز قرن بیستم بنیانگذاری شده اند.

 

۳

·      ریشه های این جریانات تا حدودی در مکاتب فلسفی زیرین یافت می شوند:

 

الف

·      در فلسفه حیات

·      کروگر: مکتب سابق لایپزیگ، روانشناسی ساختاری.

 

ب

·      در فلسفه نئو اسکولاستیکی برنتانو

·      ماینونگ: «مکتب به اصطلاح گراتس»

 

پ

·      در فنومنولولوژی هاسرل

·      مکتب برلین، «روانشناسی ترکیبی»

 

۴

·      مفهوم ترکیب و یا «کیفیت ترکیب» را یکی از شاگردان برنتانو به نام فون ارنفلز (۱۸۹۰ میلادی)  برای اولین بار فرمولبندی کرد و در مثال یک ترکیب جاری و یک آهنگ بدان تجسم بخشید.

 

۵

·      به قول فون ارنفلز یک همچو ترکیبی را نمی توان به مثابه جمع اصوات تشکیل دهنده آن تلقی کرد.

·      زیرا آن قابل انتقال به آهنگ دیگر ضمن حفظ کیفیت کلی خویش است.

 

۶

·      این دو «معیار ارنفلزی» یعنی برتر از جمع اجزای خود بودن کلیت و انتقال پذیری، برای «ترکیب های» اصیل حیاتی اند.  

 

۷

·      منظور در کلیه موارد پدیده های روانی، به ویژه ادراک است که اغلب به صورت ادراک بینائی مطرح می گردد.

 

۸

·      از این رو ما با مفهوم ترکیب و یا کلیت، تا زمانی که آن در آموزه مربوط به ادراک به مثابه مفهومی صرفا توصیفی مورد استفاده قرار گیرد، مخالفتی نداریم.

 

۹

·      ولی بحث بر سر علت این پدیده های روانی قابل اثبات است که در مکتب گراتس در فعالیت روحی خاص سوبژکت (هدفمندی) جستجو می شود.

·      در مکتب لایپزیگ در دلیل عاطفی حادثه از سرگذشته جستجو می شود (که به طور ایراسیونال تفسیر می شود) و در مکتب برلین (روانشناسی ترکیبی) (ورتهایمر، کوفکا، لوین، کولر)  در به اصطلاح «قوانین ترکیب» میدان فنومنی جستجو می شود که در ادامه مطلب توضیح داده خواهد شد.

 

۱۰

·      وجه مشترک کلیه نظرات فوق الذکر عبارت از این است که آنها رابطه علی (علتی ـ معلولی) میان پدیده های روانی با واقعیت عینی را یا نا دیده می گیرند و یا انکار می کنند.

·      حضرات  نظام آن را در روان، یعنی در شعور منعکس می کنند

 

۱۱

·      و لذا باید گفت که ما به لحاظ معرفتی ـ نظری با برداشت های اصلی ایدئالیستی سر و کار داریم.

 

ادامه دارد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر