۱۴۰۴ دی ۱, دوشنبه

درنگی در یاد داشتی از ولادیمیر‌ لنین راجع به روزا (۳)

 

وِلادیمیر ایلیچ اولیانوف

  ( ۱۸۷۰ – ۱۹۲۴) 

مشهور به ولادیمیر لِنین،

درنگی

از 

شین میم شین

لنین

  یادداشت‌های یک پوبلیسیست

«ازادی در جامعه ی سرمایه داری همیشه آزادی برای طبقه ی صاحب امتیاز باقی می ماند»

 لنین، دولت و انقلاب ۱۹۱۷
 

«ازادی برای استثمارگران و ستمگران یعنی آزادی برای استثمار و ستم. 

ما چنین آزادی نمی‌خواهیم.»

 لنین سخنرانی ۱۹۱۹

معلوم نیست که کلی گویی لنین در باره مفهوم ازادی، با مفهوم «آزادی سیاسی» برابر است یا نه.
چون لنین «محدودیتهای سیاسی» و حذف منشویک ها، اس ار ها از سیاست را، عمل ویژه و استثنایی و موقت برای روسیه ی درگیر در جنگ داخلی ارزیابی می کرد و ضرورت اش را تنها در روسیه و نه در آلمان می دید.


از نظر لنین،

 آلمان به دلیل پیشینه ی پلورالیسم سیاسی و سایر ظرفیت های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، مدنی، فرهنگی و..‌ 

نیاز و ضرورتی برای لغو موقت و گذرای آزادی سیاسی ندارد‌‌.

بین سرکوب دشمنان انقلاب و مفهوم «آزادی نامحدود مطبوعات و بیان»

 تفاوت عظیمی است که متاسفانه در بسیاری از موارد، نادیده گرفته می‌شود.
 

حقیقت دیگر این است که « لغو حکم اعدام» یکی از خواسته های شوراها و احزاب بلشویک، منشویک، اس ار ها و.. 

تبلیغ و ترویج می شد که بلشویکها و از جمله لنین، در بلبشوی جنگ داخلی، تهاجم نظامی و...

 به آن رای دادند!
و ما میدانیم
 

آنچه که از نظر لنین موقتی و‌ گذرا اعلام شد، جنبه ی دایمی و به موجهای عدیده ی سرکوب استالینیستی تکامل (؟) یافت!


انحلال مجلس موسسان و ممانعت از انتشارات احزاب دیگر و بگیر و ببند های این دوره توسط جناح چپ حزب بلشویک و گروه ده نفره ی کامنیف- زینویف و همچنین رهبر سندیکاهای کارگری روسیه در همان زمان اولیه ی انقلاب

 محکوم و مورد انتقاد قرار گرفته بود.


البته لنین نیز دو بار  (از تخت بیماری، در نامه هایش) به آن اشاره کرده است
و خطر فرو رفتن حزب به منجلاب شوونیسم و لیگاروس و اپورتونیسم را پیشگویی می کند.


روزا لوکزامبورگ در مضمون بحث هایش (؟) می گوید:
«لنین 

مجلس موسسان را منحل کرد،

 شوراها را از ابزار دموکراسی به ابزار کنترل حزبی بدل کرد 

و

 بیش از حد بر دیکتاتوری حزبی تاکید داشت.

خطر بزرگ آن است 

که حزب بجای توده ها تصمیم بگیرد، 

کمیته ی مرکزی جای حزب را بگیرد

 و

 در نهایت، 

 دیکتاتور جای کمیته ی مرکزی را»..

اگر این مسیر ادامه یابد،

 انقلاب را از درون می‌کشد

 و
«سوسیالیسم را به پوسته ای تهی بدل می‌کند»!


در کنگره ی دهم حزب بلشویک،

 تحت عنوان درگیری های فرسایشی درون حزبی و بحران عمومی حاکم بر کشور و.. 

علیه جریانات دیگر و فراکسیونیسم در درون حزب موضع رسمی اتخاذ شد.

 خواست هدایت امور اقتصادی سیاسی توسط کارگران ، سندیکاهها، شوراها و..

 با مخالفت روبرو شد.


ادامه دارد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر