نادر نادر پور
(۱۶ خرداد ۱۳۰۸ – ۲۹ بهمن ۱۳۷۸)
شاعر، نویسنده، مترجم و فعال سیاسی–اجتماعی
از اعضای کانون نویسندگان ایران
درنگی
از
میم حجری
ابلیس ، ای خدای بدی ها
تو شاعری
من بارها به شاعری ات رشک برده ام
شاعر تویی که این همه شعر آفریده ای
غافل منم که این همه افسوس خورده ام
عشق و قمار
شعر خدا نیست ، شعر تو ست
هرگز کسی به شعر تو بی اعتنا نماند
غیر از خدا که هیچ یک از این دو را نخواست
در عشق و در قمار کسی پارسا نماند
زن شعر تو ست با همه مردم فریبی اش
زن شعر تو ست با همه شور آفریدنش
آواز و می که زاده ی طبع خدا نبود
این خوردنش حرام شد ، آن یک شنیدنش
در بوسه و نگاه، تو شادی نهفته ای
در مستی و گناه، تو لذت نهاده ای
بر هر که در بهشت خدایی طمع نبست
دروازه ی بهشت زمین را گشاده ا ی
اما اگر تو شعر فراوان سروده ای
شعر خدا یکی است ، ولی شاهکار او ست
شعر خدا غم است ، غم دلنشین و بس
آری ، غمی که معجزه ی آشکار او ست
دانم چه شعرها که تو گفتی و او نگفت
یا از تو بیش گفت و نهان کرد نام را
اما اگر خدا و تو را پیش هم نهند
آیا تو خود کدام پسندی ، کدام را ؟
پایان
زن شعر تو ست با همه مردم فریبی اش
نادرپور خرپول
تهمت مردم فریبی بر مادران می زند.
انگار پدران مظاهر صراحت و صفا و صداقت و یک رویی و یک رنگی اند
این شعر نادر پور
تحلیل مارکسیستی خواهد شد.
ادامه دارد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر