سمندر برگرفته از واژهٔ یونانی «سالامندرا» است، اما در تداول عامیانه گفته میشود که از دو واژهٔ «سام» به معنای آتش و «اندر» تشکیل شدهاست و گفتهاند که در بسیاری از افسانههای کهن، سمندر حیوانی متولد شده از آتش معرفی شدهاست و به همین سبب، این نام را به آن دادهاند.
ویکی پیدیا
سمندر نه ئی، گرد آتش مگرد
که مردانگی باید ، آنگه نبرد
معنی تحت اللفظی:
پیش شرط بی باکی از آتش
سمندر آتشزاد بودن است
و
پیش شرط شرکت در نبرد، مرد بودن.
سعدی
در این بیت شعر
دیالک تیک ساختار ـ سیستم ـ فونکسیون (کارکرد)
را
به دو صورت زیر بسط و تعمیم می دهد:
۱
به صورت دیالک تیک آتش زادی ـ سمندرـ بی باکی از آتش
۲
به صورت دیالک تیک مردانگی ـ مرد ـ شرکت در نبرد
دیالک تیک ساختار ـ سیستم ـ فونکسیون
یکی از دیالک تیک های مارکسیستی مهم و مفید است.
مفهوم ساختار
را
مارکس در کاپیتال کشف می کند و به خدمت می گیرد.
از دید مارکس، مفهوم دیرآشنای فرم برای توضیح بغرنجی های جامعه سرمایه داری کافی نیست.
ساختار
به طرز ترکیب عناصر هر سیستم اطلاق می شود.
مثال:
شمشیر و سندان و داس و تیر و تبر و چرخ خیاطی و تراکتور
ماهیتا و ذاتا
فرقی با هم ندارند.
برای اینکه همه از اتم های آهن تشکیل یافته اند.
تفاوت آنها در ساختارشان (نحوه پیوند اتم های اهن با یکدیگر) است.
به همین دلیل هم فونکسیون های (کارکرد های) متفاوتی دارند:
فونکسیون شمشیر جنگ و گریز است.
فونکسیون سندان به پتک بستن آهن مذاب و فرم بخشی بدان است.
فونکسیون داس درو است.
فونکسیون تیر شکار و رزم است.
فونکسیون تبر قطع درخت و گوشت و استخوان و غیره است.
فونکسیون چرخ خیاطی دوخت و دوز است
و
فونکسیون تراکتور، کشت و زرع است.
ناصح در این بیت شعر، پروانه را به خود شناسی فرا می خواند و سمندر و آتشپرست نبودنش را به او یادآور می شود.
پیش شرط شرکت در نبرد، مردانگی (نیرومندی) است و گرنه نبرد نا برابر همان، و مرگ گریزناپذیر، همان.
ادامه دارد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر