پروفسور دکتر ولفگانک پطر ایشهورن
برگردان
شین میم شین
۱
· سوبژکتیویسم، به طور کلی به هر قضاوت و عملی اطلاق می شود، که با اوضاع و احوال عینی انطباق نداشته باشد.
۲
· سوبژکتیویسم به سه دسته زیر تقسیم بندی می شود:
الف
سوبژکتیویسم معرفتی ـ نظری
(سوبژکتیویسم مربوط به تئوری شناخت)
۱
· سوبژکتیویسم معرفتی ـ نظری بر آن است، که شناخت بشری فقط و یا قبل از همه مشروط به سوبژکت است.
۲
· نتیجه نهائی این نوع سوبژکتیویسم، سولیپ سیسم است.
(سولیپسیسم در واقع به معنی فقط «من» خودم است.
سولیپسیسم موضعگیری معرفتی ـ نظری ایدئالیسم ذهنی افراطی است:
۱
واقعیت عینی فقط در «من» و یا در شعور سوبژکت به طور کلی وجود دارد.
۲
فقط «من» (فردی) و حالات روانی «من» وجود واقعی دارند،
۳
جهان خارج تنها در تصور «من» وجود دارد.
مترجم)
· مراجعه کنید به سولیپسیسم
ب
سوبژکتیویسم اکسیولوژیکی
۱
· سوبژکتیویسم اکسیولوژیکی، بر آن است، که قضاوت در باره هر واقعیت امر مفروض باید قبل از همه در رابطه با سوبژکت انتزاعی انسانی، مثلا در فرم سودمندی آن برای انسان ها صورت گیرد.
۲
· این نوع سوبژکتیویسم، خود را در کشورهای سرمایه داری صنعتی پیشرفته در فرم خودپرستی کوته بینانه و به صورت ایدئولوژی مصرفی ساده لوحانه و مبتذل نمایان می سازد.
پ
سوبژکتیویسم سوسیولوژیکی (مربوط به جامعه شناسی)
۱
· سوبژکتیویسم سوسیولوژیکی بر آن است که حوادث جامعتی را می توان به طور سوبژکتیو ـ دلبخواهی به وجود آورد.
۲
· شاخص عام این نوع سوبژکتیویسم، عبارت است از مبالغه اراده گرایانه (ولونتاریستی) در نقش عامل سوبژکتیو.
۳
· این نوع سوبژکتیویسم مشخصه ماهوی اغلب تئوری های جامعتی ایدئالیستی است.
۴
· مثلا جامعه شناسی ایدئالیستی، که روندها و ساختارهای جامعتی را در تحلیل نهائی، ناشی از حوایج غریزی، نقش خبرگان، اهمیت ایده ها، ایدئال ها واصول اخلاقی، معیارهای ارزشی ایدئولوژیکی ـ هنجاری (مفهوم نقش و مفهوم گروه) می داند.
۵
· سوبژکتیویسم در سیاست، خود را در نظریات و یا اقداماتی نشان می دهد، که عمدتا از آرزوها و توهمات معینی سرچشمه می گیرند و اوضاع و احوال واقعی را یا اصلا در نظر نمی گیرند و یا به طور سرسری در نظر می گیرند.
(سوبژکتیویسم (ذهنگرایی) و اوبژکتیویسم (عینگرایی) دو مکتب متافیزیکی (ضد دیالک تیکی) عمیقا رایج امپریالیستی اند که مبتنی بر تخریب دیالک تیک سوبژکت و اوبژکت اند:
سوبژکتیویسم (ذهنگرایی) قطب سوبژکت را در دیالک تیک سوبژکت و اوبژکت مطلق می کند و قطب اوبژکت را نادیده می گیرد و اوبژکتیویسم (عینگرایی) قطب اوبژکت را در دیالک تیک سوبژکت و اوبژکت مطلق می کند و قطب سوبژکت را نادیده می گیرد و به عنوان بی طرفی جا می زند.
اوبژکتیویسم
(عینگرایی)
۱
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/9896
۲
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/9901
پایان
مترجم)
پایان
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر