۱۴۰۵ شهریور ۲, دوشنبه

انتقاداتی از هانا آرندت (۶۷)

Photo of Hannah in 1924 

 انتقاداتی از هانا آرندت

مشخصیت کاذب فنومنولوژیکی و نیهلیسم اخلاقی

گاربزن

سال ۲۰۲۰

نشر انجمن دیالک تیک

(انجمن پیشبرد تقکر دیالک تیکی)

(Hertzstrasse 39

30827 Garbsen)

Erinnyen

Zeitschrift für materialistische Ethik

برگردان

شین میم شین

http://www.bodo-gassmann.de/bilder/BodoPassWeb.jpg 

بودو گاسمن

 

۲۱

هانا آرندت

مکانیسم های جامعتی توسعه را که توسط کارل مارکس شناخته شده اند، به عنوان  «قوانین طبیعت» تفسیر می کند.

 

۲۲

هانا آرندت می نویسد:

 

الف

 «از سوی دیگر قانون تاریخی مارکسیستی مبارزه طبقاتی در نهایت به مثابه قانون طبیعی قابل تلقی است.

 

ب

از این رو توسعه مناسبات تولیدی در قاموس مارکس، منشاء خود را در توسعه نیروی کار بشری دارد که به نوبه خود به مثابه «جذب و دفع بشری با طبیعت» تعریف می شود.

 پ

 

یعنی

به مثابه نیروی بیولوژیکی ـ طبیعی که به وسیله اش بشر حیات خود را و تداوم حیاتی نوع خود را تضمین می کند.»

(هانا آرندت، «حاکمیت توتال» جلد سوم، ص ۲۴۳)

(هانا آرندت کار را با نیروی کار عوضی می گیرد.

گاسمن هم متوجه نمی شود.

کار (. نه نیروی کار) فرمی از جذب و دفع بشر با طبیعت است.

 

۱

مثال برای دیالک تیک جذب و دفع:

 

آهنگر سنگ آهن را از  طبیعت می گیرد (جذب)، آهن را پس از حرارت چندین صد درجه سانتیگراد دادن به سنگ آهن، بیرون می آورد و بقایای آن را یعنی سنگ و خاک و غیره را دور می اندازد (به طبیعت بازپس می دهد.) (دفع)

 

۲

مثال دیگر برای دیالک تیک جذب و دفع:

هر موجود زنده مواد حیاتی را مثلا سیب را  از  طبیعت می گیرد و می خورد (جذب)، مواد درونی سیب آب و قند و ویتامین و غیره را هضم و حذب می کند و تفاله آن را یعنی پوست و هسته و غیره را به صورت مدفوع و ادار و ناخن و مو و غیره از خود دور می کند (به طبیعت بازپس می دهد.) (دفع)

 مترجم)

۲۳

پیامد این قانون به قول هانا آرندت به شرح زیر است:

«حاکمیت توتالیتر به ترور نیاز دارد تا روندهای تاریخ و طبیعت را رها کند و قوانین حرکتی آنها را در جامعه بشری غالب کند (پیشبرد بخشد.)»

(هانا آرندت، «حاکمیت توتال» جلد سوم، ص ۲۴۴)

 

۲۴

از دید مارکس، مکانیسم های اقتصادی از قبیل اجبار به انباشت سرمایه، اگرچه توسط بشر اجرا می شود، اما نه داوطلبانه، بلکه به این دلیل که صاحب سرمایه باید بخش بزرگی از اضافه ارزش و یا سود حاصله را دوباره سرمایه گذاری کند تا با صرف بخشی از مالکیت خودیش، تولید را تداوم بخشد.

 

۲۵

به قول مارکس:

این «قواعد فقط به مثابه قانون میانگین کور بی قاعدگی  (آنارشی نظام سرمایه داری ) است.»

(مارکس، «کاپیتال»، جلد ۱، ص ۱۱۷)

 

۲۶

 این برای کسانی که به طور اقتصادی عمل می کنند به معنی زیر است:

«حرکت جامعتی خود أنها برای شان، فرم حرکت اشیاء به خود می گیرد.

اشیایی که به عوض کنترل شدن توسط آنها، آنها  را تحت کنترل خود دارند.»

(همانجا، ص ۸۹)

 

۲۷

اگرچه مارکس هم از «قانون طبیعت» حرف می زند (همانجا)، که «خود را به طور قهرآمیز پیشبرد می بخشد (غالب می کند)»، اما منظور مارکس استعاره است.

 

۲۸

برای اینکه اگر بشر مناسبات کاپیتالیستی را از بین ببرد ، در آن صورت مکانیسم های مبتنی بر اجبار انها نیز اعتبار خود را از دست خواهند داد.

 

(این بدان معنی است که اگر آن، قانون طبیعت می بود، نمی بایستی با تغییر مناسبات تولیدی سرمایه داری بی اعتبار گردد.

مترجم )

 

۲۹

مدافعان این قانون اقتصادی، اجبار اقتصادی را

«به مثابه قانون طبیعت عرفانی گشته قانون انباشت کاپیتالیستی» 

تفسیر می کنند.

(مارکس، «کاپیتال»، جلد ۱، ص ۶۴۹)

 

ادامه دارد.

 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر