۱۴۰۵ آبان ۷, پنجشنبه

تحلیل مارکسیستی از شعری از سهراب سپهری تحت عنوان «صدای پای آب» (۱)


 
سهراب سپهری 
(۱۵ مهر ۱۳۰۷ – ۱ اردیبهشت ۱۳۵۹) 
شاعر، نویسنده و نقاش اهل ایران بود. 
او از مهم‌ترین شاعران معاصر ایران است و شعرهایش به زبان‌های بسیاری از جمله انگلیسی، فرانسوی، اسپانیایی و ایتالیایی ترجمه شده‌است.
ویکی پیدیا


 سهراب سپهری

ویرایش و تحلیل 

از

شین میم شین

 

 سهراب سپهری

 

صدای پای آب

(کاشان | قریه چنار | تابستان ۱۳۴۳)
 
اهل کاشانم 
 روزگارم بد نیست
تکه نانی دارم، خرده هوشی، سر سوزن، ذوقی
مادری دارم، بهتراز برگ درخت
 دوستانی، بهتر از آب روان
 و خدایی که دراین نزدیکی است.
لای این شب بوها، پای آن کاج بلند
روی آگاهی آب، روی قانون گیاه
 
 من مسلمانم
قبله ام، یک گل سرخ
جانمازم، چشمه مهرم نور
 دشت سجاده من
 من وضو با تپش پنجره ها می گیرم
 در نمازم جریان دارد ماه
جریان دارد طیف
 
سنگ از پشت نمازم پیدا ست
 همه ذرات نمازم متبلور شده است.
 
 من نمازم را وقتی می خوانم
که اذانش را باد گفته باشد سر گلدسته سرو
 
 من نمازم را پی تکبیرة الاحرام علف می خوانم
پی قد قامت موج.
 
 کعبه ام بر لب آب
 کعبه ام زیر اقاقی ها ست
 کعبه ام مثل نسیم  می رود باغ به باغ
 می رود شهر به شهر.
 
حجرالاسود من روشنی باغچه است.
 
ادامه دارد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر