۴۹
در هاینریش هاینه به عنوان مثال بارز روشنفکر پاریا (روشنفکر ماورای اجتماعی شناور بر فراز طبقات اجتماعی) می توان شماتیسم (کلبشه وارگی) صرف این طبقه بندی هانا آرندت را دید:
۱
هاینریش هاینه
(رفیق صمیمی مارکس و مؤلف کتب تاریخی سرشته به انتقاد احتماعی.
مترجم )
نه فقط منتقد، بلکه ضمنا خود همرنگساز بود.
۲
هاینریش هاینه
از مذهب کاتولیکی (کاتولیسیسم) خارج شد و به مذهب پروتستانی (پروتستانتیسم) پیوست.
۳
هاینریش هاینه
در روزنامه بورژوایی آوسبورگ به نقد «کمونیسم» پرداخت،
تا به تبلیغ این مفهوم هانایی بپردازد و به اصطلاح پارتیزان حقیقت باشد.
۵۰
مثال بارز دیگر برای روشنفکر پاریا خود هانا آرندت (به خیال خودش) است که هرگز نقدی اساسی بر جامعه بورژوایی ننوشته است
(و طبل رسوایی طبقه بندی خود را بر بام بلندی به صدا در اورده است.
مترجم)
۵۱
این نکته نیز که روشنفکران هم باید افکار خود را در بازار نظرات بفروشند تا نانی به کف آرند.
یعنی
باید وابسته باشند.
یعنی
افکارشان باید پیشاپیش سرشته به بیگانگی باشند، اگر قصد پول در آوردن داشته باشند، در احادیث اخلاقی گشته هانا آرندت مطرح نمی شود.
(برای اینکه آن احتمالا بوی ایده ئولوژی مارکسیستی خواهد داد.)
۵۲
با سلطه پیشاپیش پلورالیسم هانا آرندت و مشخصیت کاذب فنومنولوژیکی اش،
اصلا نمی توان محتوای دموکراسی (بورژوایی) را و مکانیسم های اجتماعی احتمالی مربوطه را زیر علامت سؤال قرار داد.
۵۳
بدین طریق
شناخت تعین فرم اجتماعی جامعه (فرماسیون اقتصادی جامعه. مترجم) غیرقابل تصور خواهد بود.
۵۴
از این رو ست که هانا آرندت باید خوخان (لولوی) «مارکسیسم» را باد بکند تا کسی ایرادی به او نگیرد
(و مورد سوء ظن طبقه حاکمه امپریالیستی قرار نگیرد.
مترجم)
ادامه دارد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر