۱۴۰۵ خرداد ۸, جمعه

خود آموز خود اندیشی (۱۴۴۷)

Der Denker 
 
 
 شین میم شین

 

بوستان

باب چهارم

در (باب) تواضع

مقدمه

(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

مقدمه

بخش دوم

(ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

ما به سوی آنچه دانش زمانه مان نموده، می رویم.

 

 

گرفتم قدم از حرم باز پس

که پاکیزه مسجد، به از خاک و خس

معنی تحت اللفظی:

دلیل بیرون آمدنم از مسجد این بود که خود را خاک و خس آلوده ای حس کردم که بودنش در مسجد پاکیزه مصلحت نیست.

 

روشنفکر فراری اکنون به شکسته نفسی خرده بورژوائی دست می زند و خود را خاک و خس می نامد.

چنین تواضع واره ای از هر محتوای جدی تهی است.

هم خود گوینده می داند که دروغ می گوید و عکس ادعای خود را در مورد خود صادق می داند و هم شنونده می داند که چنین تواضعی نوعی خودستائی مستور است.

برای درک ماهیت حکم  وارونه، فقط باید آن را  

  وارونه کرد.

این پدیده ها از رکود هر جامعه ای حکایت می کنند.

این پدیده ها گندیدن و زوال تدریجی و مدام جامعه را نشان می دهند.

جامعه ای که اسیر تظاهر و ظاهرسازی بی محتوا ست.

 

طریقت جز این نیست درویش را

که افکنده دارد من خویش را

معنی تحت اللفظی:

پیش شرط پیروی اصیل از طریقت، خودستیزی (تحقیر خویشتن) است.

 

عجب منطق تق و لقی:

پیش شرط صحت ایمان به چیزی، شناخت علمی آن چیز است و نه تواضع و یا تکبر.

 

کسی که چنین می اندیشد، دچار سوبژکتیویسم است که فاقد ارزش علمی و عقلی و تجربی است.

مثال:

چیستایی مثلا سیب در خود سیب است، یعنی در اوبژکت و موضوع شناخت است و نه در سوبژکت شناخت، نه در تواضع و تکبر شناسنده.

 

محتوای شناخت در اوبژکت و موضوع شناخت است.

 

سعدی

تنها چیزی که ندارد، انضباط و پرنسیب فکری، منطقی، علمی و عقلی است:

سعدی

فاقد نظر روشن است.

دعاوی سعدی بسته با باب بوستان و گلستان است.

اگر موضوع و محتوای باب بوستان و گلستان احسان باشد، سعدی احسان را مطلق می کند و به خورد مخاطب خود می دهد و اگر تواضع باشد، تواضع را.

نتیجه تربیت سعدی

سرگردان و متزلزل و هر دمبیلی شدن مخاطب بدبخت است.

 

سعدی

فقط

دنبال حقیقت نیست.

حقیقتی که اوبژکتیو و یا عینی است و نه سوبژکتیو و یا میلی و این و آنی.

 

ادامه دارد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر