۱۴۰۴ دی ۱۸, پنجشنبه

فرهنگ مفاهیم فلسفی (ر) روانکاوی (تحلیل روانی) (۱)


پروفسور دکتر هانس هیبیش

برگردان

 شین میم شین

 

 زیگموند فروید

 (۱۸۵۶ ـ ۱۹۳۹)

پزشک، روانشناس، منتقد مذهب اطریشی

مؤسس روانکاوی

 

۱

·      روانکاوی به معنی تجزیه و تحلیل روح (شعور) است.

 

الف

معانی مفهوم «روانکاوی»

 

·      مفهوم «روانکاوی» معانی بیشماری دارد:

 

۱

·      روانکاوی به متد روانپزشکی اطلاق می شود که برای معالجه اختلالات روانی که خود را در اختلالات کاربردی (فونکسیونال) نمایان می سازند، به کار می رود:

·      اختلالات مربوط به احساس و رفتار.

 

۲

·      روانکاوی به طرح پسیکولوژیکی عام (عمومی) برای توضیح رفتار انسانی و توسعه شخصیتی او به کار می رود.

 

۳

·      روانکاوی به تئوری فرهنگی و اجتماعی پسیکولوژیکی اطلاق می شود که همه چیز را از دیدگاه پسیکولوژیکی (روانشناسی) در نظر می گیرد و ضمنا ادعاهای جهان بینانه کلی دارد.

 

·      این تعدد معانی با توسعه تفکر بنیانگذار آن زیگموند فروید انطباق دارد.

 

۲

·      روانکاوی جزو مکاتب به اصطلاح روانشناسی ژرف محسوب می شود.

·      زیرا آن در ناخودآگاهی انسان ها به جستجوی محرکه های عمده رفتار آنها می پردازد.

 

۳

·      روانکاوی به این معنا مدیون دو جریان زیر است که فروید در رابطه با دترمینیسم درونروانی (مکانیسیستی)  به عاریه گرفته است:

 

الف

·      سنن فلسفه رمانتیکی ـ ایدئالیستی به ویژه نوالیس، کاروس و شوپنهاور

 

ب

·      فلسفه و روانشناسی هربارت.

 

۴

·      فروید (پزشک اعصاب، از اهالی وین اطریش) در سال های پایانی قرن نوزدهم میلادی در جستجوی علل و مکانیسم های اختلالات روانی، نخست همراه با برویر (بررسی هائی راجع به هیستری ۱۸۹۵) متد کاتارسیس را بنیان گذاشت و بعدها با تغییرات زیادی آن را به متد روانکاوی مبدل ساخت.

 

(کاتارسیس

عبارت است از رهائی از تضادهای روحی و هیجانات درونی از طریق نشان دادن واکنش احساسی.

مترجم)

 

۵

·      روانکاوی بر آن است که اختلالات روانی بر تضادهای سرکوب شده در نا خودآگاهی انسان ها مبتنی اند.

·      تضادهائی که به مثابه عقده (مثلا عقده اودیپوس) موجب کژراهی در رفتار و واکنش می شوند.

·       یعنی خود را به صورت عوارض اختلال روانی تخلیه می کنند.

 

۶

·      رواندرمانی فروید عبارت است از این که او به کمک صحبت کردن، به کمک برقراری رابطه آزاد، به کمک تعبیر خواب و وسایل دیگر می کوشد تا بیمار را به تضادی که در ایام کودکی از سر گذرانده، دوباره آگاه سازد و او را در اتخاذ موضع جدید و حل تضاد سابق یاری دهد.

 

۷

·      فروید ضمن معاینه بیمارانش به این حقیقت تکان دهنده در آن زمان رسیده که علل اختلالات روانی عمدتا در تضادهائی نهفته اند که به عرصه مسائل جنسی مربوط می شوند.

 

۸

·      او به این نتیجه رسیده که میل جنسی (که به طور ارگانیک مشروط می شود و فروید میل جنسی و شبه جنسی را «لیبیدو» می نامد) باید علت درجه اول اختلالات روانی باشد و لذا باید توسعه میل جنسی را در ایام کودکی بیمار جست.

 

ادامه دارد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر