فروغ فرخزاد
درنگی
از
میم حجری
بخشی از شعر بلند «مرز پر گهر»
«فروغ فرخزاد»
۱
من در میان تودهی سازندهای قدم به عرصهی هستی نهادهام
که گرچه نان ندارد، اما بجای آن
میدان دید باز و وسیعی دارد
که مرزهای فعلی جغرافیائیش
از جانب شمال، به میدان پر طراوت و سبز تیر
و از جنوب، به میدان باستانی اعدام
و در مناطق پر ازدحام، به میدان توپخانه رسیدست
و در پناه آسمان درخشان و امن امنیتش
از صبح تا غروب، ششصد و هفتاد و هشت قوی قویهیکل گچی
به اتفاق ششصد و هفتاد و هشت فرشته
— آنهم فرشتهٔ از خاک و گل سرشته —
به تبلیغ طرحهای سکون و سکوت مشغولند.
معنی تحت اللفظی:
من یکی از اعضای توده سازنده ام که علیرغم فقر مطلق، میدان دید باز و وسیعی دارد.
میدانی که سرحداتش به شرح زیرند:
از شمال به میدان تیر
از جنوب به میدان اعدام
در مناطق پرجمعیتش به میدان توپخانه
در پناه آسمان روشن و امن امنیت کشور
۶۷۸ قوی گردنکلفت گچی، همراه با ۶۷۸ فرشته کاهگلی
از صبح تا شام
مبلغ سکون و سکوتند.
ما طبق معمول به تجزیه و تحلیل این بتد شعر فروغ می پردازیم:
۱
من در میان تودهی سازندهای قدم به عرصهی هستی نهادهام
این شعر فروغ که به مناسبت دریاقت شناسنامه اش با شماره ۶۷۸ سروده است، سرشته به طعنه و طنز است.
فروغ
منتقد وضع موجود بوده است.
همانطور که از عنوان فیلمش معلوم می شود:
خانه (جامعه) سیاه است.
منظور فروغ از توده سازنده، نه کشف و افشای نفش تاریخساز توده، بلکه تمسخر و تحقیر نقش سازنده توده در کشور بوده است.
فروغ
احتمالا
تحت تأثیر فکری ـ تئوریکی (ایده ئولوژیکی) همسرش ابراهیم گلستان بوده است
که در فیلمی تحت عنوان «لسرار گنج دره جنی» به تمسخر و تحقیر انقلاب ضد فئودالی ـ ضد روحانی سفید پرداخته است.
محتوای فیلم فوق الذکر
هم پسیمیستی (مبتنی بر بدبینی) است.
ادامه دارد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر