۱۴۰۴ دی ۲۲, دوشنبه

درنگی در کنفوسیوس و جهان بینی او (۴۸)

    

 
نام هنگام تولد
 کوین شاه
(۵۵۱ قبل از میلاد ـ  ۴۷۹ قبل از میلاد)
(عمر: ۷۱–۷۲ سال)
 
درنگی 
از
شین میم شین 

کنفوسیوس

مردی را که آماده آموختن است تعلیم ندادن، انسانی را به هدر دادن است، 

مردی را که آماده آموختن نیست تعلیم دادن، سخن به هدر دادن است،

 خردمند نه انسان را به هدر می دهد و نه سخن را.  

کنفوسیوس در این اندرز

بشریت 

را

به دو «طبقه» معلم و محصل کذایی طبقه بندی می کند

که ارزش علمی و عینی و تجربی ندارد.

نه معلم مطلق وجود دارد و نه شاگرد مطلق.

آنچه که وجود دارد، دیالک تیک معلم و شاگرد است:

هر معلمی، شاگردی است و هر شاگردی معلمی.

دیالک تیک معلم و شاگرد و دیالک تیک مربی و مربا

شامل حال حتی کودکان دو ـ سه ساله می شود:

هر کودکی معمل عروسگان خویش است:

بسان مادر و پدر خوش که معلم و مربی خود او هستند.

۱
کنفوسیوس

مردی را که آماده آموختن است تعلیم ندادن، انسانی را به هدر دادن است،

مردی را که آماده آموختن نیست تعلیم دادن، سخن به هدر دادن است،

کنفوسیوس  

«طبقات» کذایی شاگرد و معلم 

را

به دو «طبقه» مایل به آموزش و متنفر از آموزش

و

آموزنده به مایل به آموزش و آموزنده به متنفر از آموزش.


کنفوسیوس

بدین طریق

دیالک تیک باد دهنده و یادگیرنده (مربی و مربا) را نادیده می گیرد:

کنفوسیوس   

چنان وانمود می کند که انگار یاد دهنده، خودش همزمان، یادگیرنده نیست.

بدین طریق 

تمایل و تنفر یادگیرنده به یادگیری را مطلق می کند.

ولی از این خبرها که کنفوسیوس تصور می کند، نیست.

 خردمند

 نه انسان را به هدر می دهد و نه سخن را.   

این استنتاح کنفوسیوس

به دلایل فوق الذکر

فاقد  ارج و ارزش و اعتبار علمی و عقلی و تجربی است.


ادامه دارد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر