میم حجری
یک آمریکایی وارد گروهی از ونزوئلاییهایی میشود که دخالت آمریکا و گروگانگیری مادورو را با شادی و رقص جشن میگیرند: «شما خائن به کشورتان هستید که سقوط میهن خود را جشن میگیرید!»
و جمعیت؟ ساکت.
شما ملت خود را میفروشید... و سپس روی قبرش میرقصید؟
دلیل حمله امپریالیسم امریکا به ونزوئلا
قبل از همه
دلیلی اقتصادی است.
همان دلیل حمله به عراق و سرنگومی صدام
همان دلیل حمله به لیبی قذافی و غیره است.
هدف امپریالیسم امریکا
نجات سیستم پطرو دلار است که امپریالیسم امریکا را خانه خراب کرده است.
سیستم ارزی مدرنی تشکیل شده است که نفت نه به دلار بلکه به روبل و یووان و غیره
خرید و فروش می شود
بن سلمان
از سیستم پطرو دلار خارج شده و نفت خود را به یووان می فروشد
مادورو هم همان کار صدام (فروش به یورو) و قذافی (دینار و تلاش به اینجاد سیستم ارزی افریقایی نوین) و بن سلمان را کرد
فروش نفت به یووان
دلار
پشتوانه از طلا و پرودوکتیویته (مولدیت) ندارد
بی ارزش واقعی است و بی ارزش تر می شود
و تورم در امریکا بالا و بالاتر می رود و خطر ورشکستگی و سقوط هژمونی دلار و سیستم ارزش مربوطه می رود
این را آمریکاییها میگویند:
«قدرتمندترین مرد جهان، شریرترین و دیوانهترین فرد است. او شدیدترین اختلال شخصیت و نابسامانی را که یک انسان میتواند داشته باشد دارد، که به آن «نارسیسیسم خبیث» میگویند...
این همان پرنسیب نازیسم است...»
سخنان ترامپ :
1- بعد ازین ما ونزوئلا را اداره می کنیم و اجازه نخواهیم داد کسی بدون اجازه ما در این کشور حکومت کند.
2- نفت ونزوئلا از ماست و ما آن را به هر کشوری که خواسته باشیم می فروشیم و از جمله به چین هم می فروشیم.
3- ماریا ماچادو (رهبر مخالفان حکومت ونزوئلا) زن خوبی است اما نمی تواند رهبر باشد چون نه احترام دارد و نه حمایت.
4- قدرت ما حتی از دکترین مونرو هم فراتر رفته و ایالات متحده حالا صاحب اختیار مطلق قاره امریکاست.
5- ما الان از دکترین مونرو هم فراتر رفته ایم، حالا به آن دکترین دانرو می گویند.(ترکیب نام دونالد و مونرو)
6- تحت استراتژی امنیت ملی جدید ما سلطه امریکا بر نیمکره غربی زمین تثبیت شده است.
7- همین افرادی که پشت سر من ایستاده اند (مقامات امریکایی) قرار است ونزوئلا را اداره کنند.
8- امریکا ممکن است مکزیک را نیز مانند ونزوئلا اداره کند. او گفت: رئیس جمهور مکزیک زن خوبی است اما مکزیک را کارتل ها اداره می کنند و ما باید کاری در مورد آنها هم انجام بدهیم
سفارت چین فهرستی از کشورهایی که پس از جنگ جهانی دوم توسط آمریکا بمباران شدند را منتشر کرده است:
• ژاپن - ۶ و ۹ اوت ۱۹۴۵ (حمله اتمی به هیروشیما و ناگازاکی)
• کره و چین - ۱۹۵۰ تا ۱۹۵۳ (جنگ کره)
• گواتمالا - ۱۹۵۴
• اندونزی - ۱۹۵۸
• کوبا - ۱۹۵۹ تا ۱۹۶۱
• گواتمالا - ۱۹۶۰
• کنگو - ۱۹۶۴
• لائوس - ۱۹۶۴ تا ۱۹۷۳
• ویتنام - ۱۹۶۱ تا ۱۹۷۳
• کامبوج - ۱۹۶۹ تا ۱۹۷۰
• گواتمالا - ۱۹۶۷ تا ۱۹۶۹
• گرانادا - ۱۹۸۳
• لبنان - ۱۹۸۳ و ۱۹۸۴ (حمله به اهداف در لبنان و سوریه)
• لیبی - ۱۹۸۶
• السالوادور - ۱۹۸۰
• نیکاراگوئه - ۱۹۸۰
• ایران - ۱۹۸۷ (عملیات علیه نیروهای ایرانی در خلیج فارس)
• پاناما - ۱۹۸۹
• عراق - ۱۹۹۱ (جنگ خلیج فارس)
• کویت - ۱۹۹۱
• سومالی - ۱۹۹۳
• بوسنی - ۱۹۹۴ و ۱۹۹۵
• سودان - ۱۹۹۸
• افغانستان - ۱۹۹۸
• یوگسلاوی - ۱۹۹۹
• یمن - ۲۰۰۲
• عراق - ۱۹۹۱ تا ۲۰۰۳ (نیروهای مشترک آمریکا و بریتانیا)
• عراق - ۲۰۰۳ تا ۲۰۱۵
• افغانستان - ۲۰۰۱ تا ۲۰۱۵
• پاکستان - ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۵
• سومالی - ۲۰۰۷ تا ۲۰۰۸ و ۲۰۱۱
• یمن - ۲۰۰۹ و ۲۰۱۱
• لیبی - ۲۰۱۱ و ۲۰۱۵
• سوریه - ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۵
یمن - ۲۰۲۵
ایران - ۲۰۲۵
ونزوئلا ۲-۱- ۲۰۲۶
این فهرست شامل بیش از ۲۳ کشور است. هرگز نباید فراموش کنیم که تهدید واقعی برای جهان کیست.
تمام این دنیای ریاکار در سکوت نشسته است.
این لیست باید به طور مداوم در تمام کانال های ممکن پخش شود و ویدیو بسازید از افشای این همه تفاله غربی و یاد آوری جنایات آمریکا علیه کشورهای دیگر.
عملیات مادورو: نه یک کودتا، بلکه سازش و معامله قرن؟
خیلی عجیب بنظر میرسد که عملیات "دستگیری" نیکلاس مادورو اینقدر عالی پیش رفت؟ نه تیراندازی، نه فیلمی از هجوم به کاخ، نه گزارشی از تلفات بین نگهبانان. رئیس جمهور که سال ها توسط نیروهای ویژه کوبایی و متخصصان روسی محافظت می شد، یک شبه ناپدید می شود. اگر سر و صدا و تبلیغات رسانه ها را کنار بگذارید و با هوشیاری نگاه کنید، بدیهی است که این یک آدم ربایی نیست، بلکه سازش گروهی از اطرافیان مادرو و خود مادرو بنظر میرسد. یعنی تخلیه برنامه ریزی و کنترل شده....
اسکندر
اسکندر و تخیلات مقدونی اش:
مدت ها ست که ونزوئلا در محاصره است.
حمله
قبل از اجرای عملی
ماهها تمرین شده است
واکنش سایبری ونزوئلا بررسی شده است
تظاهر به برگشت ناو هواپیمابر امریکا صورت گرفته است
ونزوئلا خیال کرده است که مسئله پایان یافته است
ناگهان
از ۲۰ پایگاه امریکایی در حوالی ونزوئلا
۱۵۰ چت جنگی و صدها هیلیکوپتر و نیروی ویژه زبده دلتا
همه پادگان ها و مواضع و برق پایتخت را بمباران کرده اند
بیش از ۴۰ نفر کشته شده است
مثل تجاوز ۱۲ روزه به ایران بوده است
توضیح نقد: با این مقاله دومین بخش از پروژهی «دولت» به پایان میرسد که با بررسی دیدگاه لنین در دولت و انقلاب آغاز شده بود (مجموعاً ۶ مقاله). ما این پروژه را با بررسی دیدگاه گرامشی در دفترهای زندان ادامه خواهیم داد.
چند پرسش دربارهی درک لنین از دیکتاتوری پرولتاریا
آن چینیان
ترجمهی: بهرام صفایی
«در تاریخ جهان بهسختی میتوان فرد دیگری نظیر لنین یافت که بسیاری او را ستوده و نقد کرده باشند، از او پیروی و به او خیانت کرده باشند، او را توجیه و نقد کرده باشند. و این فقط در روسیه نیست، بلکه در سراسر جهان چنین است. همیشه میخواهند او را فراموش کنند، اما او همیشه بازمیگردد. او همیشه جلوی چشم ماست. لنین همیشه حاضر و آماده است.»
...مارکس پیشتر دربارهی دیکتاتوری پرولتاریا بحث کرده بود.[۱۵] او تکرار میکند که دیکتاتوری نوعی حاکمیت پرولتاریا بر بورژوازی است و مفهوم آن بر دموکراسی پرولتری نمونهوارِ کمون پاریس استوار است. لنین این نگاه مارکس را بسیار ارج مینهد. اما بر اساس استدلالهای بالا، فهم او از دیکتاتوری پرولتاریا با مارکس تفاوتهایی دارد. دیکتاتوری پرولتاریا از نظر لنین در عمل از سوی شمار اندکی از رهبران بلشویک پیش برده میشد و همهی طبقات و لایههای اجتماعی از جمله پرولتاریا (و حتی اعضای عادی حزب) را هدف قرار میداد. البته این دیکتاتوری برای هر طبقه یا لایه به شکلی متفاوت ظاهر میشد. برای پرولتاریا و اعضای حزبْ عمدتاً به صورت آموزش ایدئولوژیک و بازسازی فکری؛ برای دهقانانْ علاوه بر بازسازی ایدئولوژیک، مهار گرایشهای خودانگیختهی سرمایهدارانهی آنان و هدایت یا در صورت لزوم اجبارشان به سوی سوسیالیسم؛ برای طبقات استثمارگر و روشنفکرانی که به آنان خدمت میکردند: خشونت سیاسی به معنای واقعی، یعنی محدودکردن و سلب قدرت و حقوق. در تحلیل نهایی، سوژهی دیکتاتوری پرولتاریا رهبران حزباند، و ابژهی آن همهی جامعه بهجز آنان. چرا چنین حکومتی «دیکتاتوری پرولتاریا» نامیده میشود؟ زیرا حزب بلشویک در بنیاد خود یعنی رهبرانشْ تجسم پرولتاریاست؛ آنان بهعنوان نمایندگان فکریِ منافع ابتدایی و مطالبات کارگران و طبقهی زحمتکش عمل میکنند. با این حال اجرای دیکتاتوری پرولتاریا باید و ناگزیر است که به طبقهی کارگر متکی باشد و از اتحاد کارگران و دهقانان جدا نشود. ازاینرو کارگران، دهقانان و حتی اعضای عادی حزب از سویی ابژهی دیکتاتوریاند و از سوی دیگر سوژهی آن. لنین چنین نتیجهگیری صریحی نکرد، اما این نتیجه بهطور منطقی در استدلالهای او نهفته است.
..برداشت لنین از لحاظ نظری از دیکتاتوری همچنین با فهم او از سوسیالیسم مرتبط بود. سوسیالیسم، آنگونه که لنین آن را درک میکرد، ماشینی است عظیم که شمار اندکی از افراد آن را اداره میکند و همهی ابعاد جامعه را تحت تأثیر قرار میدهد. یک شرکت بزرگ باید روحی واحد داشته باشد؛ «باید گفت که صنعت ماشینی بزرگمقیاس ــ که دقیقاً سرچشمهی مادی، منبع تولیدی، شالودهی سوسیالیسم است ــ مستلزم یگانگی مطلق و سختگیرانهی اراده است، ارادهای که کار مشترک صدها، هزاران و دهها هزار نفر را هدایت میکند … اما وحدت سختگیرانهی اراده چگونه تضمین میشود؟ با تبعیت ارادهی هزاران نفر از ارادهی یک نفر.»[۲۲] تمام جامعه نیز باید چنین کند. لنین گفت: «سوسیالیسم بدون مهندسی سرمایهداری بزرگمقیاس، مبتنی بر تازهترین کشفهای علم مدرن، تصورپذیر نیست. سوسیالیسم بدون سازماندهی برنامهریزیشدهی دولتی که دهها میلیون نفر را به سختگیرانهترین تبعیت از استانداردی واحد در تولید و توزیع وامیدارد، تصورپذیر نیست. ما مارکسیستها همیشه چنین گفتهایم.»[۲۳] هنگامی که او این سخنان را میگفت، الگویی مشخص در ذهن داشت: امپراتوری دوم آلمان، که قدرت در دست امپراتور و صدراعظم متمرکز بود. او باور داشت که سوسیالیسم روسیه باید سرمایهداری دولتی باشد، همانگونه که نمونهی آن آلمان بود: «در اینجا ”آخرین واژه“ مهندسی سرمایهداری بزرگ مقیاس و سازماندهی برنامهریزیشده را داریم که تابع امپریالیسم یونکری ـ بورژوایی است. کافی است کلمات برجسته را خط بزنید و بهجای دولت نظامیگرا، یونکری، بورژوایی، امپریالیستی دولتی دیگر بگذارید اما با محتوای طبقاتی دیگر ــ دولتی شورایی یعنی دولتی پرولتری ــ و در این صورت مجموعهی شرایط لازم را برای سوسیالیسم در اختیار خواهید داشت.»[۲۴] چنین سوسیالیسمی با تمرکز بالا و برنامهریزی مناسب بر کل کشور حکم خواهد راند، و تمرکز بالا در بخش اقتصادی مستلزم آن است که تمام جنبههای دیگر زندگی اجتماعی تابع روحی واحد شوند. برداشت لنین از دیکتاتوری پرولتاریا آشکارا با این فهم او از سوسیالیسم پیوند داشت….
سؤال این است که چرا همسر مادورو را هم دستگیر کرده اند؟
امپریالیسم امریکا
تا کنون
در ۶۴ کشور
به تغییر رژیم نایل آمده است.
امپریالیسم
پس از شکست سوسیالیسم
قداره را از رو بسته است
دیگر حرفی از حقوق بشر و دولت قانون و دموکراسی و آزادی و استقلال نیست
زور عریان
می زند، می کشد، می خورد، می برد، می دوزد، می برد و به روی خود حتی نمی آورد.
بشر دو باره به جنگل پناه آورده است
از تمدن اثری نیست.
این موضع شهردار نیویورک، زهران ممدانی است در مورد عملیات آدم ربائی آمریکا در ونزوئلا. این را مقایسه کنید با مواضع #اصلاح_طلبان_قلابی خائن و بیوطن ایرانی در همین چند ساعت گذشته در باره همین عملیات که همچون نوجوانان تازه بالغ، دارند ذوق مرگ میشوند از اقتــدار #عموجان_ترامپ و از مهارت #دلتافورس و از دقتِ هلیکوپترهای آپاچی!
عقل (یا خرد)
قوه ادراک، فهم، تمییز بین حق و باطل، و هدایت انسان به سوی کمال و شناخت حقیقت
علی جان
قوه و در واقع ارگان تفکر
مغز است.
عقل
به نظر هگل
یعنی فلسفه.
به نظر ما
عقل کل اندیش = فلسفه مارکسیستی ـ لنینیستی
عاقبت پادویی برای امپریالیستها:
ترامپ در پاسخ سؤالی در مورد انتقال قدرت به ماریا کورینا ماچادو، گفت با وی صحبتی نکرده و تأکید کرد او «احترام» لازم برای رهبری کشور را ندارد.
ماچادو هم به سرنوشت گوایدو دچار شد:
مثل دستمال توالت دورش انداختند.
هان ای دل (شازده و همسر و مریم و مسیح و پژاک و مهتدی و شیرین و نسرین و نرگس و ...) عبرت بین
از دیده (آنچه که می بینی) عبر کن (عبرت بگیر) هان
ماریا کورینا را آیینه عبرت دان
ترامپ می داند که حریفه در ونزوئلا منفور است
و
ترجیح می دهد که وزیر جنگ و وزیر خارجه اش
اداره امور را در دست گیرند
به همان سان که در غزه
بلر و دامادش در دست خواهند گرفت
ترامپ از ایوان مداین عراق و سوریه و لیبی و سومالی و ویتنام و غیره درس عبرت گرفته است
هواپیمای مادرو و همسرش به نیویورک رسید.
نیویورک محل محاکمه آنها خواهد بود. در حالیکه آمریکا مقصر آدم ربایی و نقض حقوق بین المللی شده ست.
نسرین
ترامپ
با زلنسکی دیدار کرد و محل اقامت احتمالی پوتین به پهباد بسته شد
با نتان یابو دیدار کرد
و
تظاهرات در ایران اوج گرفت
و
ونزوئلا مورد حمله ناگهانی واحدهای نظامی زبده قرار گرفت و پس از بمباران های بی پاسخ مادورو و همسرش اسیر شدند.
هدف امپریالیسم
در اختیار گرفتن منابع نفتی ونزوئلا ست
تا اگر یکی دو ماه دیگر
حمله به ایران شروع شود و تنگه هرمز بسته شود
قیمت نفت تا حدودی ثابت بماند
ایران
چه اصولگرا و چه اصلاح طلب
باید حاضر به یراق باشد
«آنها به چه بهانهای یوگسلاوی، عراق، سوریه و لیبی را بمباران کردند؟ آیا تحریمهای شورای امنیت وجود داشت؟ خیر. آنها صرفاً تصمیم به انجام این کار گرفتند و آن را انجام دادند. این تمام چیزی است که در مورد قوانین بینالمللی وجود دارد: آنها هر کاری که میخواهند انجام میدهند.»
پوتین
اگر کشورهایی مانند ایران خود را به سلاح هستهای مسلح نکنند، لاشخورهایی مانند اسرائیل و آمریکا بدون هیچ تردیدی آنها را تکهتکه خواهند کرد.
کره شمالی بازی را بلد است، خلع سلاح خودکشی است و بقا به معنای مسلح ماندن تا بن دندان است.
جان مرشایمر
دونالد ترامپ همین الان خود را رئیس جمهور ونزوئلا اعلام کرد. "ما قرار است کشور را حکومت کنیم. ما قرار است کشور را اداره کنیم."
خیلیها از درک عظمت این لحظه تاریخی عاجزند.
جنایتکاران آمریکایی همین الان یک کشور را در قرن بیست و یکم مستعمره خود کردهاند.
وزیر دفاع ونزویلا:
از وجب وجب خاک خود دفاع خواهیم کرد
ولادیمیر پادرینو، وزیر دفاع ونزویلا،
پس از حملات هوایی ایالات متحدهی امریکا به این کشور اعلام کرد که در برابر نیروهای خارجی مقاومت میکنند.
وی این موضوع را شنبه، ۳ جنوری، طی یک پیام تصویری مطرح کرده و افزود
نیروهای امریکایی بامداد امروز چندین پایگاه نظامی و غیرنظامی را در چندین ایالت ونزویلا هدف قرار داده است.
پادرینو لوپز همچنین با اشاره به دستورات «نیکولاس مادورو»، رئیسجمهوری ونزویلا، از اجرایی شدن قانون وضعیت فوقالعاده و فرمان «آشوب ملی» در تمام کشور خبر داد.
ترور و حذف فیزیکی شخصیت ها توسط امپریالیسم
نشانه ضعف مادی و فکری است و نه نشانه قوت مادی و فکری.
زیرپای امپریالیسم
روز به روز خالی تر می شود
و
بسان غریقی پریشان اندیش به هر تخته پاره ای پناه می برد
همین کشورهای امریکای لاتین
یکی پس از دیگری به چین و روسیه و بریکس می پیوندند و به کسب استقلال از دلار نایل می ایند.
وضع اقتصادی امپریالیسم امریکا
روز به روز وخیم تر می شود
همین آرژانتین که می خواست جامعه را دلاریزه و خصوصی کند
به زانو در آمده است و پریروز با مسکو وارد معامله شده است
تا بلکه راهی برای خروج از بحران بیابد
کسب استقلال از دلار
یکی از مهمترین ممرهای درامد امپریالیسم امریکا را از بین برده است
اژدهای چین
با استفاده از اهرم های اقتصادی
بی سر و صدا
و
بی نیاز از لشگر کشی و خونریزی
به سرکرده جدید جهان تبدیل می شود
خیلی ها از قوی بودن طولانی گریه می کنند و نه از ضعف
گلستان
چرا و به چه دلیل؟
گریه
هزاران دلیل مادی و فکری و فیزیکی و پسیکولوژیکی و عقیدتی و عاطفی و عقلی و علمی و فردی و طبقاتی و جامعتی و ... دارد:
اولا
خنده و گریه
پدیده های خودجوش و خودپو و خود به خودی و غیر ارادی و بی اختیار و روانی اند
و
نه آگاهانه و عمدی و ارادی و نه به دلیل قوی بودن طولانی و غیره
دلیل اصلی گریه
چه بسا ضعف است
گریه
نشان دادن نوعی ضعف و طلب ترحم است
مثلا کودکان به همین دلیل به گریه توسل می جویند
گریه با شنیدن مرثیه
به دلیل همدردی با ائمه است
گریه
می تواند از سر شوق باشد
مثلا
با دیدن عزیزی پس از جدایی طولانی و غیره
نوزدهم دسامبر لیست اپیستین بیرون آمد، که بیشتر صفحات و نامها در آن با مرکب، سیاه شده بود، طوریکه آنرا به جوک تبدیل کرده و گفتند که مرکب سیاه در آمریکا تمام شده است، قرار هم هست که باز هم این اسناد و نامها در آینده ؟ منتشر شود.
ولی قبل از آن توجه کنیم که، با خبرهای امروز شنبه اورو نیوز، گفته شد که مادورو با زنش در ونزوئلا دستگیر شده اند.
اگر درست باشد، این یعنی آفتابه برداشتن به قوانین بین المللی…
مطمئناً بین این افشای لیست اپیستین و عربده کشی ها و باجگیری ترامپ در جامعه بین المللی ارتباطی هست، بخصوص که با گفته دلقک اوکراین، زلنسکی جنگ در اوکراین دارد تمام میشود و قاعدتاً بقول آن متفکر مشهور، جنگها باید ادامه پیدا کند و نه تمام بشود.
ترامپ که با قول پایان دادن به جنگها روی کار آمده بود ولی برای جلوگیری از انتشار لیست اپیستین، که خود نوعی اخاذی و باجگیری از نوع دیگر است، باید این باجگیری ها را انجام بدهد.
منتهی چین، که در دهه دو هزار با ورود آمریکا به دو جنگ و با ادامه آن به چند جنگ، کمبودهای داخلی خود را با مجازات فاسدین و بیرون آوردن هشتصد میلیون نفر از زیر و خط فقر توانست خود را قوی کند، حالا هم با ادامه حماقت های سیاست خارجی ترامپ، از این غیبت آمریکا استفاده کرده و تایوان را به قلمرو خود اضافه میکند.
نتیجه سیاست های آمریکا، به از دست دادن نفوذ و کنترل در دنیا منجر خواهد شد و چین با نفوذ خود، دل مردم دنیا را با کمک های اقتصادی خود، تسخیر خواهد کرد.
حالا هی ترامپ بیاید و شاخ و شونه بکشد و از نفوذی های خود در ایران حمایت کند.
دونالد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده، دستگیری موفقیتآمیز نیکولاس مادورو، رئیس جمهور ونزوئلا و همسرش را در عملیاتی امشب در کاراکاس، پایتخت ونزوئلا اعلام کرد.
سی بی اس :
مادورو، رئیسجمهور ونزوئلا توسط دلتا فورس، واحد ویژه مأموریتهای نخبه ارتش ایالات متحده دستگیر شد.
قمار یا مَنگیا[۱] شرطبندی بر سر پول، یا هر چیز دارای ارزش اقتصادی با پیشامد و نتیجهٔ نامشخص که با هدف برنده شدن پول یا هر کالای با ارزش دیگر انجام میگیرد[۲] یا به شرطبندی که میان دو یا چند نفر در یک بازی انجام میگیرد گفته میشود.[۳][۴] قمار میتواند به صورت سازماندهیشده، در مراکزی بهنام قمارخانه، که توسط فردی بیطرف مدیریت میشود، انجام بگیرد
قدمت شرطبندی به دورهٔ پارینهسنگی، یعنی پیش از تاریخ مکتوب بازمیگردد. قدیمیترین تاسهای شش وجهی در بینالنهرین کشف شدهاند و قدمت آن به حدود ۳۰۰۰ سال قبل از میلاد میرسد. اگرچه این تاسها بر اساس «قاببازی» که قدمت آن به هزاران سال قبل بازمیگردد ساخته شدهاند.[۷]
در چین، خانههای قمار در هزارهٔ اول قبل از میلاد رواج داشته و شرطبندی روی حیوانات جنگی رایج بوده است. همچنین بازیهای لوتو و دومینو (پیشدرآمدهای بازی پای گو) در اوایل قرن دهم در چین ظاهر شدند. کارتهای بازی در قرن نهم پس از میلاد نیز در چین ظاهر شدهاند.[۸]
تحقیقات نشان میدهد که قدمت شرطبندی در ژاپن به قرن چهاردهم بازمیگردد.[۹]
پوکر محبوبترین بازی کارتی در ایالات متحده، برگرفته از بازی ایرانی آس ناس است که قدمت آن به قرن هفدهم میرسد.
اولین کازینوی شناخته شده، ریدوتو (به ایتالیایی: Ridotto)، در سال ۱۶۳۸ در ونیز شروع به کار کر
قمار انواع مختلفی دارد که به طور کلی در دو فضای حضوری(فیزیکی) و مجازی( برخط) انجام میشود.
قمار حضوری نوعی از قمار است که افراد در یک مکان مشخص مثلا یک قمارخانه میروند و با بستن شرط با مبالغ مختلف به انجام قمار میپردازند.
قمار برخط نوعی از قمار است که افراد در یک فضای غیرحضوری مثلا یک سایت اینترنتی با بستن شرط با مبالغ مختلف به انجام قمار میپردازن
شرطبندی و قماربازی میتواند به تدریج حالت افراطی و غیرعادی به خود گرفته و باعث معتاد شدن فرد، به انجام آن شود. این نوع وابستگی که بر اثر تغییر در الگوهای ذهنی فرد به وجود میآید، در زمرهٔ اعتیادهای رفتاری، قلمداد میشود
جب عقلی خدا داده
اگر ما جای او بودیم
به جای عقل منفور
مقل می دادیم.
سیاست جدید ج خ چین
تسخیر اقتصادی بی سر و صدای سنگرها ست
توسل جستن امپریالیسم وصهیونیسم و فوندامنتالیسم اسلامی به ترور و خرابکاری و جنگ و ماجراجویی
از سر استیصال است
نشانه ضعف است و نه نشانه قوت
سران ج اسلامی هم تجدید نظر کرده اند
راسیونالتر شده اند
توسل به ترور
نه راه حل
بلکه فاجعه است
نتیجه خریت و خردستیزی است و نه نتیجه حردگرایی و خردمندی
هیچکس نخواهد دانست
که روی سخن من
با که بوده است
با خداوند خویش
که چون زنی زیباست
یا با زنی زیبا
که خداوندگار زندگی من بوده است
بیژن جلالی
حقیقت قضیه هنوز روشن نیست
هزاران سؤال بی جواب هست
فریدریش نیچه فیلسوفی نبود که بخواهد آرامت کند.
او آمده بود تا تو را بههم بریزد.
نیچه با انسانِ ضعیف دشمن نبود؛
با انسانِ عادتکرده به ضعف مشکل داشت.
انسانی که رنج را نفرین میکند،
مسئولیت را به گردن جامعه، خدا، تقدیر یا دیگران میاندازد
و بعد نامش را «اخلاق» میگذارد.
وقتی نیچه گفت:
«آنچه تو را نمیکُشد، قویترت میکند»
منظورش دردِ کور نبود.
منظورش رنجِ فهمیدهشده بود.
رنجی که تو را وادار میکند فکر کنی،
خودت را بازسازی کنی
و از نسخهی قبلیِ خودت عبور کنی.
او «ابرانسان» را نه بهعنوان یک موجود افسانهای،
بلکه بهعنوان انسانی مسئول، آگاه و خودساخته مطرح کرد؛
کسی که منتظر نجاتدهنده نمیماند،
بلکه خودش پاسخ زندگیاش را میسازد.
نیچه را خطرناک میدانستند
چون به مردم یاد میداد
بهجای اطاعت، فکر کنند
و این برای هر سیستمِ ضعیف، ترسناک است.
او دیوانه نشد چون زیاد فکر کرد؛
او تنها کسی بود که
جرأت کرد عمیقتر از دیگران فکر کند.
نیچه
فیلسوف کج و کوله فاشیسم است
معمار فکری و نظری کوره های ادم سوزی نازیسم است
لاطائلات نیچه حزو کتب درسی در زمان هیتلر بوده اند
نیچه
خاتم الفلاسقه امپریالیسم است
موسس ایراسیونالیسم (خردستیزی) است
مدافع سرسخت نیهلیسم و راسیسم است
بدترین دشمن بشریت زحمتکش است
طرفدار اقلیت انگل و ستمگر برده دار و فئودال و سرمایه دار است
بدترین دشمن حقیقت است
مردم «تحمل کردن» را به جای «تغییر دادن» ترجیح میدهند زیرا تحمل اغلب کوتاهمدت، کمتر استرسزا و در دسترستر به نظر میرسد؛ تغییر نیازمند تلاش، ریسکپذیری، و انرژی زیادی است و با عدم قطعیت همراه است، در حالی که تحمل یک راهحل سریع برای اجتناب از درگیری یا رنجشهای فوری است، هرچند که ممکن است در درازمدت به سلامت روان آسیب جدی بزند و مسئله اصلی را حل نکند بهتراست بین تحمل و تغییر توازن را مراعات کرد...
علی جان
حریفه
تنها کم و کسری که دارد
ذره ای مغز اندیشنده در کله است.
اولا
از کجا به این نتیجه رسیده است که میلیاردها انسان
چگونه اند و چه فکری می کنند؟
این هارت ها و پورتها از طاقچه بالا
نشانه نادانی و خود علامه پنداری است
اولا
ضد دیالک تیک تحمل کردن
تغییر دادن نیست
ثانیا
تحمل و تغییر پدیده های پسیکولوژیکی نیستند
دلبخواهی نیستند
مثال:
قبل از روی کار امدن لاشخور جدید
جامعه را به جهنم تبدیل می کنند
آنگاه مردم کذایی برای ذره ای امنیت
از قلدری حمایت می کنند تا حداقل کودکان شان زنده از کودکستان به خانه برگردند
حریفه
اسم این را تحمل کردن می گذارد و دست به عوامفریبی می زند
مردم غزه تحمل را بر تغییر ترجیح داده اند؟
اول گفتید:
تک حزبی در دنیا وجود ندارد
حالا می گویید:
تک حزبی نشانه کونه اندیشی است.
فرم هماندیشی ایرانیان همین است که فقط هماندیشی نیست.
تعدد احزاب
گشادترین کلاهی است که بر سر توده گذاشته شده است
تعدد احزاب فرمی از عوامفریبی است.
چیز ضد دمکوراتیکی است
اگر دموکراسی (توده فرمایی) حاکم باشد،
حزب توده
برای اداره جامعه و جامه عمل پوشاندن به اراده توده
کافی است
نتان یابو
مگر ارباب ترامپ است؟
ترامپ
اصولا و اساسا
کمترین تفاوت ماهوی با نتان و عردوغان و پوتین و پالان و عربان و مرتس و ماکرون و سید علی و طالبان ندارد
اینها همه نماینده و نوکر طبقات حاکمه اند
پوتین نماینده و نوکر اولیگارشیسم روس است
امپریالیسم برای تنبیه پوتین
اموال و کشتی های تجملی اولیگراش های روس را منجمد و مصادره می کند
ترامپ و نتان و مرتس و ماکرون و غیره نماینده و نوکر سرمایه انحصاری مالی (بانکی) اند
بورژوازی انحصاری مالی و یا بانکی
به قول لنین
مهمترین و تعیین کننده ترین قشر بورژوازی انحصاری (امپریالیستی) است
مرتس و ماکرون رسما از بلاک راک آمده اند
ما با دیالک تیک زیربنا و روبنا
با دیالک تیک حاکمیت و حکومت
با دیالک تیک طبقه حاکمه و هیئت حاکمه
سر و کار داریم و نقش تعیین کننده از ان زیربنا و حاکمیت طبقاتی و طبقه حاکمه است
اگر طبقات حاکمه مصلحت دانند
ترامپ و نتان و پوتین و پالان و عربان و عردوغان و سید علی و طالبان را درجا ترور ویا زندانی و یا گور به گور می کنند
عزرائیل به قول مرتس
به انجام عملیات کثیف برای امپریالیسم مشغول است
فردای عزرائیل حتی معلوم نیست
ارباب عزرائیل در معرض ورشکستگی است
شاید فردا نتان هم مثل لاشخور بدبخت آرژانتین به مسکو و پگن و دهلی برود و ارباب عوض کند
چنین است رسم سرای درشت
گهی پشت زین و گهی زین به پشت
از طلا گشتن
پشیمان گشه ایم
مرحمت فرموده، ما را مس کنید.
ما نمی خواهیم ایران
کره و ویتنام و سوریه و لیبی و سومالی و عراق و لبنان شود
ما نمی خواهیم
جای سیدعلی را جولانی و جولیانی بگیرد
ما به همین ایران با همه بدبختی هایش راضی ایم
مگر ج خ چین چند تا حزب دارد؟
مگر کوبا و ویتنام چند تا حزب دارد؟
شعور هنری
سطحی ترین و مبتدی ترین شعور بشری است
که توسط شعور اساطیری و بعد توسط شعور مذهبی نفی دیالک تیکی شده است.
به همین دلیل
و
بخشی از قران قصه است
نثر قرآن
شعرگونه است
با شعور هنری و اساطیری و مذهبی و حتی با شعور علمی ـ تجربی ـ طبیعی
نمیتوان پدیده ها و روندهای طبیعتی و جامعتی را درست درک کرد و توضیح داد.
فراگیری خرد کل اندیش (مارکسیسم ـ لنینیسم) ویا فلسفه علمی الزامی است
بیضایی مثل کسرایی
با دخیل بستن به شاهنامه و هزار و یک شب
قصد ارشاد خلایق را داشته است
منتظر شرایط بعتر نباشیم؟
چگونه به این نظر مطلقا غیرواقعی می رسید؟
شرایط زندگی امروز بهتر از ۲۰ هزار سال قبل ویا ۲۰۰۰ سال قبل و یا حتی ۲۰۰ سال قبل و یا حتی ۲۰ سال قبل نیست؟
امروز می توانی با هر کسی در دور افتاده ترین نقاط دنیا هماندیشی کنی
امروز می توانی راجع به هر مرضی در یوتوب اطلاعات همه جانبه بشنوی و ببینی
امروز می توانی محتوای هزاران دایرة المعارف را در اختیاربگیری
امروز برای هزاران درد سابقا بی درمان
دوا و دارو هست
چند سال قبل خلایق با بروز ویروسی هزار هزار نقله می شند
وجب به وجب همین انگلستان گورستان نفله شدگان از طاعون و وبا ست
امروز در چند ماه برای کرونا دهها واکسن تولید شد
ایران سرزمین ما ست
باشو بیضایی
این حرف باشو نیست.
حرف کیست؟
ایراد جهان بینانه بیضایی همین جا ست.
بیگانگی با مارکسیسم
آدمی را گیج می سازد.
مؤلفین کتب درسی
ایده ئولوگ های طبقات حاکمه اند
اعضای جامعه از سنین شیرخوارگی توسط انواع مختلف مربیان وابسته به طبقات حاکمه و مسوم از شعور طبقات حاکمه (مادر و پدر و عمو و همه و مربی و معلم و منبر و محراب و دانشگاه و زندان و شگنجه گاه و میدان اعدام)
«تربیت» می شوند
بیضایی از خود نمی پرسد که ایران و یا وطن چیست؟
ایران و وطن به وسایل اساسی تولید اطلاق می شود:
به
منابع و معادن و مراتع و مزارع و کارخانجات و مراکز غلمی و هنری و فکری و فلسفی و فرهنگی و آموزشی و پرورشی و بهداشتی و پزشکی و نظامی و غیره
وطندار = طبقات حاکمه اند که مالک وسایل اساسی تولیدند
توده وطن ندارد
وطن توده همراه با وسایل اساسی تولیدش غصب شده است
توده زمانی وطن خواهد داشت که حزب توده زمام امور را به دست گیرد
حزب تود های که بی رحمانه آش و لاش و لاشه کشته است تا توده بی وطن بماند و اقلیت انگل وطندار
براى آزادى لازم نيست آسمان و زمين را بخريد
تنها خودتان را نفروشيد .
مان دلا
اره.
اگر خود مان دلا به اندرز خود عمل کرده بود
محبوب القلوب امپریالیسم نمی شد.
اسمش در لیست خرابکاران باقی می ماند و منفور عالم می شد
من در میان تودهی سازندهای قدم به عرصهی هستی نهادهام
که گرچه نان ندارد، اما بجای آن
میدان دید باز و وسیعی دارد
که مرزهای فعلی جغرافیائیش
از جانب شمال، به میدان پر طراوت و سبز تیر
و از جنوب، به میدان باستانی اعدام
و در مناطق پر ازدحام، به میدان توپخانه رسیدست
و در پناه آسمان درخشان و امن امنیتش
از صبح تا غروب، ششصد و هفتاد و هشت قوی قویهیکل گچی
به اتفاق ششصد و هفتاد و هشت فرشته
— آنهم فرشتهٔ از خاک و گل سرشته — به تبلیغ طرحهای سکون و سکوت مشغولند
فاتح شدم بله فاتح شدم
پس زنده باد ۶۷۸ صادره از بخش ۵ ساکن تهران
که در پناه پشتکار و اراده
به آنچنان مقام رفیعی رسیده است، که در چارچوب پنجرهای
در ارتفاع ششصد و هفتاد و هشت متری سطح زمین قرار گرفتهست
و افتخار این را دارد
که میتواند از همان دریچه — نه از راه پلکان — خود را
دیوانهوار به دامان مهربان مام وطن سرنگون کند
و آخرین وصیتش اینست
که در ازای ششصد و هفتاد و هشت سکه، حضرت استاد آبراهام صهبا
مرثیهای به قافیهٔ کشک در رثای حیاتش رقم زند.
بخشی از شعر بلند «مرز پر گهر»
«فروغ فرخزاد»
این شعر فروغ
اساسا
انتقاد اجتماعی سرشته به طنزی است
و
باید تحلیل مارکسیستی شود
تا محتوای نظری ان کشف و افشا شود
چه ذلتی.
ساواکی های سابق
در رسانه های امپریالیستی چپ و راست و شمال و جنوب
استاد دانش کاه شده اند و ضمن سمپاشی و عوامفریبی
خلایق را ارشاد می کنند
حریف
هنوز خرشناس نیست چه رسد به اینکه جامعه شناس باشد.
خر
برخلاف تصور و توهم حریف
خر نیست.
خردمند است.
آنچه که به نظر سخیف حریف
خریت خر می نماید، عقلانیت خر است.
چرا و به چه دلیل ما به این نتیجه می رسیم؟
به این دلیل که اگر سگ و خر و اسب و استر و مرغ و خروس و گلها و غلات و درختان و غیره
اهلی نمی شدند
یعنی به همزیستی با بشر تن در نمی دادند
نسل شان برمی افتاد
خر به تنهایی در صحرا طعمه سگان و گرگان و غیره می شد
اکنون خران در اروپا
مطب باز کرده اند و خلایق را مداوا می کنند
ما هم عمری خر بودیم و اخیرا سگ شده ایم
اصولا و اساسا
فرق و تفاوت و تضاد ماهوی بین اصولگرا و اصلاح طلب و غیره وجود ندارد
این جزو زرادخانه طبقاتی دیرین طبقه حاکمه است که فقط با یک پلان عمل نمی کند
فقط به یک جناح بسنده نمی کند
بلکه بین جناح ها و شخصیت ها و احزاب مختلف
تقسیم کار پدید می اورد تا اگر هیئت حاکمه معینی بر کنار شود
آب از اب تکان نخورد
چه بسا بدتر از آن روی کار اید.
شاه و ساواک و پاک روان
راسیونالتر تر شیخ و ساواما و لاجوردی بود
با تعویض شاه با شیخ
طبقه حاکمه تغییر نیافته است
تنها حزبی که قادر به تحول بنیادی جامعه بود
حزب توده بود که نابودش کردند و ضمنا برنامه اش را
بالاجبار
به مورد اجرا نهادند
انقلاب سفید + انقلاب اسلامی = برنامه ملی (ضد امپریالیستی) و دموکراتیک (ضد فئودالی) حزب توده
حمایت حزب توده از انقلاب سفید و اسلامی به همین دلیل بوده است
سرنگونی ج اسلامی
نه گامی به جلو
بلکه سقوط به اسفل السافلین خواهد بود
وقتی آبها سر بالا می روند و قورباغه ها ابوعطا می خوانند
نمی توان خرکی و الکی امیدوار بود
آنجایی که هیچ امیدی باقی نمانده
باید ابداعش کرد.
عادت به نومیدی از خود نومیدی بدتر است.
#آلبر_کامو
امید
چیست
مش کامو؟
امید
را نباید با دلخوشی و انتظار و آرزو عوضی گرفت
امید
به شرطی امید است که قاتونمند و اوبژکتیو (عینی) باشد
یعنی ربطی به تو و امثال تو نداشته باشد
یعنی سوبژکتیو نباشد
غزل غم مخور حافظ
ربطی به امید ندارد
فرمی از عوامفریبی است
دیالک تیک امید و نومیدی
هم
ناشی از شرایط عینی است و نه چیزی عادتی و میلی
وقتی آبها سر بالا می روند و قورباغه ها ابوعطا می خوانند
نمی توان خرکی و الکی امیدوار بود
تجزیه و تسخیر کشورهای چند ملیتی و یا تخریب آنها برای تجزیه و تسخیرشان
استراتژی دیرین امپریالیسم است
در زمان شاه هم امپریالیسم همین سودا را در سر داشته است
اسناد مربوطه اخیرا منتشر شده اند
ربطی به ج اسلامی ندارد
هر نظام دیگری هم روی کار آید تغییری در استرتژی امپریالیسم پدید نخواهد امد
منحصر و محدود به ایران هم نیست
ج خ چین و روسیه و غیره هم مشمول آنند
امپریالیسم
حتی ایتالیای جنوبی را از شمالی می خواست تجزیه کند
هانا آرندت
معشوقه مارتین هایدگر
فیلسوف نازی بی شرم نازی آباد بوده است و در عوام فریبی دست او را از پشت بسته است
نظام ها (فرماسیون های اقتصادی) طبقاتی اند و نه مشروطه و استبدادی
اصولا و اساسا
هر دولتی
فرمی از دیکتاتوری است
تفاوت و تضاد دولت ها در محتوای این فرم (دیکتاتوری ) است
هم
دولت هوشی مین دیکتاتوری است
و
هم
دولت پینوچه
محتوا و ماهیت طبقاتی اندو اما ضد یکدیگرند
«دلم از مرگ بیزار است
که مرگ اهرمن خو آدمیخوار است»
سیاوش کسرایی
گفته ها و نوشته ها دربارهٔ زنده یاد بهرام بیضایی بسیار است. این روزها بارها کوشیده ام تا من هم از او بنویسم. از کارهای کرده و ناکرده اش. از جایگاه بزرگش در هنر نمایش. از فیلمهایش. از خودش، که انسان اندیشمند و تاثیرگذاری بود و هست. نشد. نتوانستم. مرگ امری طبیعی ست. اما این که مرگ چه کسی چه تاثیری بر زنده ها می گذارد امری دیگر است. خبر را که شنیدم، بیش از همه به باشو غریبهٔ کوچک اندیشیدم، که انگار تجسمی نمادین از خود بهرام بود و هست. «غریبه» یی نا آشنا که گفته ها و ناگفته هایش ما را به مروری دیگر در متن و حاشیه واقعیت زندگی فرا می خواند و فرا می خواند.
بهرام بیضایی هم مثل زنده یاد غلامحسین ساعدی در غربت به پایان رسید. این در حالی بود و هست، که ضرورت حضور ایشان و امثالشان در متن جامعه بیش از همیشه احساس می شد و می شود.
من او را در جریان شبهای شاعران و نویسندگان در سال ۵۶ از فاصله یی نزدیکتر شناختم. محو گفتارش شدم، که حرف دل هر هنرمند و شاعر و نویسنده یی بود و هست. او در کنار تصویر اسطورهٔ فرهنگ و تاریخ با نگاهی امروزی ، از جمله افشاگر سایه های ظاهرن پنهان و کم و بیش آشکاری بود و هست، که می خواستند و می خواهند سمت و سوی نگاه جامعه را متناسب با مصلحت و خواستهای نامطلوب خود تعیین کنند، و از جهنم واقعیت بهشتی دروغین بسازند، و اگرچه آنچنان که باید موفق نشدند و نمی شوند، اما چندان بی تاثیر هم نبوده اند و نیستند. جنگ و ستیزی که همیشه بوده و هنوز هم هست. با این حال جامعهٔ ایرانی ما تشنهٔ آگاهی و بیداری ست، و انسان بزرگی چون بهرام بیضایی ، چه در دورهٔ زندگی پربارش، و چه از این پس از پرچمداران حقیقت بوده و هست و خواهد بود. نامش مانا و هنر و اندیشه اش پایا
جلال سرفراز
چه اتفاق شگفت انگیزی
نقلی از کسرایی در حدیثی راجع به مرگ بیضایی.
بیضایی از یک لحاظ (فقط از یک لحاظ) شبیه کسرایی بوده است:
تلاش برای توضیح مسائل جامعتی به مدد شاهنامه
کسرایی در اواخر عمر
حزب توده را به سهراب تشبیه می کرد و اتحاد شوروی را به افراسیاب
بیضایی هم حرف های فردوسی را اکتوئآلیته می بخشد تا از جامعه ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی (اجرای بخش ملی (استثلال، ضد امپریالیسم) برنامه حزب توده) انتقاد کند
این تلاش هر دو
نشانه فقر فلسفی آندو ست
نشانه بی خبری تأسف انگیز هر دو از فلسفه مارکسیستی ـ لنینیستی است
آثار بیضایی باید تحلیل مارکسیستی شوند
مشخصه مرکزی مهم امپریالیسم
ایراسیونالیسم (خردستیزی) و ایرئآلیسم (ضد واقع بینی) است
خود مش دونالد
ارتش را برای سرکوب اعضای عاصی جامعه اکتیو کرده است
و به بهانه خارجی ستیزی همه قوانین بورژوایی فرمال و صوری را زیر پا نهاده است و به بهانه مبارزه با مواد مخدر
ماهیگیران ونزوئلا و غیره را بی رحمانه ترور و کشتار می کند و هوای تسخیر گرین لند و کانادا و ونزوئلا و پاناما را در سر دارد.
خود مش دنالد و بیل کلبه تین و غیره
در پرونده اپسین متهم به بچه بازی اند
حضرات اصولا باید در زندان باشند و به عوض ویسکی اب خنک بخورند
ولی علیرغم ان
سنگ سکنه ایران را بر سینه می زنند و آبرو می برند
روزگارا
قصد ایمانم مکن
خوار دوران خلق ایرانم مکن
گر چنین خون می رود از گرده ام
خنجر خونریز خاین خورده ام
بحث بر سر ادعای حریف است. این کشررها مهد دموکراسی بوده اند و نه مهد دیکتاتوری. هلند گهواره فلاسفه یزرگ روشنگری اروپا بوده است
هدف و آماج امپریالیسم در سراسر کره زمین
تجزیه کشورهای بزرگ به کشورک ها و تسخیر و یا حتی ترکیب جدید انها ست
دیالک تیک تجزیه و ترکیب کشورها ست:
مثال:
تجزیه ترک ها از ایران و چین و روسیه و غیره و ترکیب شان با ترکمنستان و ترکیه و آذربایجان علی پوف و غیره
برای تشکیل ترکستان بزرگ است
تجزیه عرب ها و ترکیب و تشکیل عربستان بزرگ
تجزیه کرد ها...
تجزیه بلوچ ها ....
پزشکیان
برخلاف تصور شما
کودن نیست
پزشک جراح و سیاستمداری ستایش انگیز و شهید زنده است
شماها چیستید که این چنین به تحقیر همنوع دگراندیش برخاسته اید؟
ایران جامعه ای کاپیتالیستی است
چه فرق ماهوی با چین و روسیه و غیره دارد که انتظار مبارزه پزشکیان با اولیگارش ها را دارید؟
پوتین نماینده اولیگارش ها ست
ج خ چین
مهد میلیاردرها ست
آرزو بر زنان و جوانان عار نیست
ج ج سوم تدارک دیده می شود
متفاوت فکر کردن به چه معنی است؟
متفاوت فکر کردن که معیار نیست.
علاوه بر این
افکار که شخصی نیستند.
مثال:
سیب میوه ای قابل خوردن است
این یک فکر است
مال چه کسی است که موفق شده است و فکرش مقبول افتاده است؟
تمکین به پیروزمند
به دلیل در دست گرفتن اهرم های اقتصادی و سیاسی و نظامی و غیره است و نه به دلیل متفاوت فکر کردنش.
مثال:
کسی به همین روحانیت و طالبان محل سگ حتی نمی گذاشت
حضرات هم متفاوت فکر می کردند
پس از گرفتن قدرت
هر سگی سکسی می شود
نشریه استرالیایی اسپکتیتور در تحلیلی درباره وضعیت ایران در آستانه سال ۲۰۲۶، تصویری از حکومتی ارائه میدهد که بهزعم نویسنده «بیشتر شبیه دستگاهی ازکارافتاده است که فقط به این دلیل هنوز کار میکند که کسی دکمه خاموش آن را پیدا نکرده است».
خود امپریالیسم یعنی استرالیا و بریتانیا و امریکا و غیره
تق و لق شده است و از کار افتاده است و نه ایران
ایران
خورشیدی تابان دارد
مترجم بیسواد است و حرف مارکس را تحت اللفظی ترجمه کرده است
انقلاب
که
نمی تواند از خود و یا از جامعه انتقاد کند
منتقد
سوبژکت (فرد و طبقه و آدم) است و نه رفرم و انقلاب و انتقام و غیره
ضمنا
فدائیان و محاهدان و دیم دام و لیملام و غیره چه انتقادی از خود کرده اند که حرف های کلاسیک ها را منتشر می کنند؟
چشم بسته حرف زدن
به همین می گویند:
دانمارک و سوئد و نروژ و هلند ... همه از دم سلطنتی اند
ضمنا
جزو دموکراسی های اصیل اروپایی اند.
سلطنت و جمهوریت
فرم اند
قالب ان
قابلمه اند
تعیین کننده
نه فرم و قالب و قابلمه
بلکه محتوا و درونمایه و قورمه سبزی است
اگر به کوچه ما امدی
سواد بیار
آقای شاهزاده میگوید برای چه بروم ایران زندگیم درآمریکاست ! و حتی میگوید به هیج عنوان حاضر نیستم آزادیم را برای خاطر مردم ایران از دست بدهم، اما تا مردم در ایران به خیابانها می آیند، سرو کله اش در دنیای مجازی پیدا می شود، و با بی شرمی بمردم پیام میدهد که چه بکنند. و وانمود میکند که انگار او مردم را به خیابان ها آورده است!
بقیه هم بهتر از شازده نیستند
هدف همه شان
خر کردن خلق و سوار شدن است
انقلاب ها محصول دیکتاتوری اند؟
انقلاب چیست؟
دیکتاتوری چیست؟
هر ننه و بابایی دیکتاتوری است
هر معلم و مربی و مدرس و ملایی
دیکتاتوری است
هر دولتی
فرمی از دیکتاتوری است.
چرا آب پس از حرارت دیدن به جوش می آید و بخار می شود؟
انقلاب اجتماعی
ریشه در دیالک تیک نیروهای مولده و مناسبات تولیدی دارد
نیروهای مولده (علم وفن و توده مولد و وسایل تولید و ابزارهای کار و ...)
در رشد مدام است و حجیمتر می شود
مثل کودکی که بی وقفه رشد می کند و پیراهن و کفش وشلوارش برای اندام رشد یابنده اش تنگ و تنگتر می شود و جر میخورد
با رشد بی وقفه نیروهای مولده
مناسبات تولیدی برای اندام رشد یابنده اش تنگ و تنگتر می شود و انقلاب به معنی جر خوردن مناسبات تولیدی حاکم و تعویض طبقه حاکمه است
اجنه و شیاطین کافر هستند؟
از این خبرها نیست.
ابلیس از ملائکه مقرب در درگاه الهی بود و هر سجده اش صدها سال طول می کشید.
دیالک تیک الله و ابلیس
ترجمه دیالک تیک اهورا و اهریمن است
ابلیس ضد دیالک تیکی الله است.
جالب این است که تشکیل دیالک تیک الله و ابلیس
همزمان با تشکیل دیالک تیک آدم و خوا ست
قبلا قرار بود که جبرئیل فقط تندیس آدم را بسازد
ولی آدم بدون حوا نمی توانست تولید مثل کند و تکثیر شود
به همین دلیل از بقایای کاهگل آدم
جبرئیل
حوا را می سازد
یعنی
از دیالک تیک گریزی و گزیری نیست
طرز تفکر حاکم بر قرآن
دیالک تیکی
و
چه بسا
مارکسیستی است
منظور از حق چیست؟
مثال بزنید
از حوادث این روزهای «علاءالدین و چراغ برق»، دو دسته دارند حال می کنند:
۱- جریان مرتجع، فاسد واقتدارگرای مقابل دکتر پزشکیان
۲- اپوزیسیون مفلوک
غافل از اینکه این نمایش ها به جایی نمی رسد! تهش هم چیزی برای اینها در نمی آید. ورژن تراژیک این نمایش در ۱۹۸۹ و میدان تیامن چین با حمایت تمام قد غرب به رهبری آمریکا به کجا رسید؟ اینکه ورژن کمدی اش است!
ضمنا، این«بازاریان عزیز» را دارودستهٔ مقابل دکتر پزشکیان برای زمین زدن او به خیابان آورده، وگرنه کیست که نداند، هزینهٔ هر ساعت پایین کشیدن کرکره ها را این قشر از حلق ملت بیرون خواهد کشید!
ادامه دارد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر