پروفسور دکتر ولفگانگ پطر ایشهورن
برگردان
· روبنا در فلسفه به مجموعه ایده ها و مؤسسات و نهادهای اجتماعی هر جامعه معین اطلاق می شود که بر روی زیربنای اقتصادی آن بنا می شوند، با آن انطباق دارند و به طور اکتیو (فعالانه) بر آن تأثیر می گذارند.
· مراجعه کنید به زیربنا و روبنا
زیربنا و روبنا
۱
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/8975
۲
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/8980
۳
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/8986
پایان
عناصر متشکله روبنا
· روبنای هر جامعه از عناصر زیر تشکیل می یابد:
۱
· مجموعه ایده ها، خواست های سیاسی، قضائی، جهان بینانه و اخلاقی که بر مبنای روند حیات جامعتی مادی پدید می آیند و در آنها منافع اجتماعی و طبقاتی انعکاس می یابند.
۲
· کلیه مؤسسات و نهادهای سیاسی، قضائی، فرهنگی و غیره (دولت، حقوق، احزاب سیاسی، سازمان های اجتماعی، تأسیسات فرهنگی و غیره) که انسان ها بر طبق تصورات، خواست ها و نیات خود به وجود می آورند تا به منافع اجتماعی خود اعتبار اجتماعی ببخشند و آنها را جامه عمل بپوشاند.
۳
· روبنا به مجموعه مناسبات ایدئولوژیکی هر جامعه اطلاق می شود که انسان ها بر مبنای مناسبات مادی (مناسباتی که در روند تولید و بازتولید مادی تشکیل می یایند) برقرار می سازند.
۴
· اگر این مناسبات مادی جامعه (یعنی زیربنای اقتصادی) بر آنتاگونیسم های طبقاتی مبتنی باشند، آنگاه آنها در روبنا نیز به مثابه آنتاگونیسم های جهان بینی ها، ایدئولوژی ها، طرح ها و نظرات سیاسی، اخلاقی، فرهنگی، سازمان ها و احزاب سیاسی و به ویژه به مثابه تضادهای سیاسی ـ به لحاظ میزان قدرت در دولت و عرصه های اصلی عمل دولت ـ انعکاس می یابند.
(مفهوم «آنتاگونیسم» در فلسفه مارکسیستی
به معنی نوع خاصی از تضاد دیالک تیکی در عرصه جامعه به کار می رود که با وجود جامعه طبقاتی در پیوند است و بر تضاد آشتی ناپذیر میان منافع طبقات جامعه و گروه های اجتماعی مختلف استوار است.
مترجم)
۵
· به قول کلاسیک های مارکسیسم، «بر فرم های مختلف مالکیت، بر شرایط هستی اجتماعی، روبنای تام و تمامی از احساسات، توهمات، شیوه های تفکر، نگرش های زیستی مختلف خودویژه قوام می یابد.
۶
· این احساسات، توهمات، شیوه های تفکر، نگرش های زیستی از طریق سنت و تربیت به هر یک از افراد جامعه منتقل می شوند، آنسان که او چه بسا خیال می کند که آنها دلایل تعیین کننده واقعی و منشاء اعمال او هستند.»
· (مارکس و انگلس، «کلیات»، جلد ۸، ص ۱۳۹)
۷
· ایده ها و مؤسسات و نهادهای حاکم در هر جامعه که روبنای آن جامعه را تشکیل می دهند، ایده ها و مؤسسات و نهادهای طبقه حاکمه آن جامعه اند.
(شعور حاکم در هر جامعه، شعور طبقه حاکمه است.
مترجم)
۸
· بنا بر این، روبنا محصول مبارزه طبقاتی، ابزار مبارزه طبقاتی و همزمان، میدان مبارزه طبقاتی است.
۹
· انسان ها در فرم های قضائی، سیاسی، مذهبی، هنری، فلسفی و خلاصه ایدئولوژیکی به منافع طبقاتی عینی خود و به تحول شیوه تولید (که بنا بر کونفلیکت (تعارض، تضاد) نیروهای مولده با مناسبات تولیدی ضرورت کسب می کند) آگاه می شوند و در این فرم ها نیز به مبارزه بر ضد یکدیگر وارد می شوند.
(کونفلیکت
(تعارض، تضاد)
به فرم بروز عینی و ذهنی تضاد دیالک تیکی خاص اطلاق می شود.
مترجم)
۱۰
· ماتریالیسم تاریخی که ایده های سیاسی و غیره هر جامعه را، خصلت نظام دولتی و مؤسسات و نهادهای فرهنگی آن را ناشی از زیربنای مادی آن جامعه می داند، در عین حال، اهمیت استقلال نسبی روبنا و به ویژه نقش اکتیو (فعال) آن را در جامعه و تاریخ عمده و برجسته می کند.
۱۱
· به قول مارکس، کلیه عواملی که انسان را به مثابه سوبژکت تولید تحت تأثیر قرار می دهند، کلیه فونکسیون ها و کردوکارهای او را نیز به مثابه مولد نعمات مادی، کم و بیش، تحت تأثیر و تغییر قرار می دهند، «و لذا می توان گفت که کلیه مناسبات و فونکسیون های انسانی (صرفنظر از چند و چون آنها) تولید مادی را تحت تأثیر خود قرار می دهند و تأثیر کم و بیش تعیین کننده ای بر آن اعمال می کنند.»
· (مارکس و انگلس، «کلیات»، جلد ۱۲۶، ص ۲۶۱)
ادامه دارد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر