بوستان
باب سوم
در عشق و مستی و شور
حکایت هفدهم
(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۹۵ )
سعدی
عشق را از هوس متمایز می سازد.
او بدین طریق کلیه جنبه های غریزی و غیرعقلی را حذف می کند و علل بیولوژیکی، ژنه تیکی و طبیعی و یا اجتماعی عشق را کنار می گذارد.
عشقی که مبتنی بر نیازهای نفسانی نباشد، عشقی که از غرایز انسانی نشئت نگیرد، تنها به برکت عقل و تفکر و شناخت می تواند پدید آید.
اما سعدی و جانشین بلافصل او (حافظ) عقل را در مقایسه با عشق زبون و ناتوان و هیچکاره قلمداد می کنند و دور می اندازند.
در نتیجه از عشق چیزی جز واکنش جنون آمیز باقی نمی ماند.
حافظ
ورای طاعت دیوانگان، ز ما مطلب
که شیخ مذهب ما عاقلی گنه دانست.
معنی تحت اللفظی:
ما جزو مجانینیم و توان تفکر و کردارعقلایی نداریم.
تو هم همان انتظاری را از ما داشته باش که از کجانین داری.
برای اینکه پیشوای مذهبی ما خردگرایی و خردمندی را معصیت می داند.
محتوای این بیت غزل خواجه
را
خردستیزی (ایراسیونالیسم)
تشکیل می دهد.
دلیل علاقه مؤسس خردستیزی، یعنی فریدریش نیچه به حافظ هم همین است.
حافظ
فقط خریت گستر و خرافه گرا نیست.
حافظ
عمیقا خردستیز است.
خردستیزی
دیری است که به یکی از مکاتب فلسفی امپریالیسم و فاشیسم و فوندامنتالیسم و فئودالیسم و آنارشیسم و آوانتوریسم مبدل شده است
و
از همه منابر و مناره ا و رسانه های تمام ارضی تبلیغ می شود
و
چه بسا در دانشگاه تدریس می شود.
خردستیزی
https://hadgarie.blogspot.com/2020/04/blog-post_93.html
ایراسیونالیسم
(خردستیزی)
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/10895
ایراسیونالیسم (خردستیزی) مدرن و مدافعه از خرد
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/11007
ایراسیونالیسم (خردستیزی) دیروز و امروز
لوکاچ
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/11159
ادامه دارد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر