آلن بدیو
(زادهٔ ۱۹۳۷)
درنگی
از
شین میم شین
خالد سول پور
۴
اما
«رخداد» فقط زمانی معنا و وجود عینی پیدا میکند که «افراد»ی
آن را
دریابند،
به رسمیّت بشناسند
و
به آن وفادار باشند و وفادار بمانند
و
آن را
در عمل ادامه دهند.
«بدیو» این افراد را «سوژه» مینامد.
یعنی «عامل
انسانی».
«سوژه» در نگاه او کسی است که با شناخت و تصمیم و پایداری،
«رخداد» را زنده نگه میدارد و بر پایهی آن عمل میکند.
مثلاً سوژهی
انقلابی، عاشق یا هنرمند، هر یک با وفاداری به حقیقتی تازه جهان خود را
میسازند.
به تجزیه و تحلیل این فراز چهارم از لاطائلات خالد رسول پور راجع به خرافه رخداد ادامه می دهیم:
۱ «بدیو» این افراد را «سوژه» مینامد.
آلن بدیو
افرادی را که رخداد کذایی را در می یابند، به رسمیت می شناسند، بدان وفادار می مانند و بدان جامه عمل می پوشانند،
سوبژکت (سوژه) می نامد.
این بدان معنی است که رخداد (لحظه، آغاز مسیر، حقیقت، انقلاب، عشق، شعر، نقاشی و ...) به مقام اوبژکت (عین) ارتقا می یابد.
ایراد این نامگزاری آلن بدیو این است که بدین طریق،
عینیت رخداد کذایی، یعنی مستقل از سوبژکت بودن رخداد کذایی
تابع و وابسته به سوبژکت (افراد) می شود.
سوبژکت
یکی از مفاهیم مهم در ماتریالیسم تاریخی و تئوری شناخت مارکسیستی ـ لنینیستی است.
این تشبثات آلن بدیو و خالد رسول پور (تروتسکیست؟)
تحریف مارکسیسم ـ لنینیسم در لفافه دفاع از کمونیسم است.
۲
«بدیو» این افراد را «سوژه» مینامد.
یعنی «عامل
انسانی».
سوبژکت یک مفهوم فلسفی است و مثل هر مفهوم دیگری،
نتیجه تجرید دهها چیز مختلف است که فرد یکی از آن دهها چیز است.
به همان سان که مفهوم درخت،
نتیجه تجرید سرو و صنوبر و سپیدار و بید و بید مشک و چنار و نارون و غیره است.
خلاصه کردن سوبژکت در عامل انسانی،
نه فقط نشانه بی سوادی فلسفی و تئوریکی حضرات،
بلکه علاوه بر آن، تحریف مفهوم مارکسیستی سوبژکت و دیالک تیک سوبژکت و اوبژکت و تجدید نظر در مارکسیسم - لنینیسم است.
یعنی
ما با رویزیونیسم هم سر و کار داریم.
سوبژکتیویته
را
مارکس در تزهایی راحع به فویرباخ کشف و تشریح و اثبات کرده است.
سوبژکت تاریخ
در مارکسیسم ـ لنینیسم
فقط عامل انسانی نیست.
هر انسان نیست.
طبقه ای اجتماعی است.
طبقه اجتماعی ئی است که دارای رسالت تاریخی است.
۳
«سوژه» در نگاه او کسی است که با شناخت و تصمیم و پایداری،
«رخداد» را زنده نگه میدارد و بر پایهی آن عمل میکند.
مثلاً سوژهی
انقلابی، عاشق یا هنرمند، هر یک با وفاداری به حقیقتی تازه جهان خود را
میسازند.
آلن بدیو و خالد رسول پورسوبژکت
را
از ماهیت طبقاتی اش تهی می سازند و به روشنفکری اراده گرا (نخبه) تنزل می دهند.
سوبژکت
در قاموس حضرات
موجودی تصادفی است و هر ننه قمری می تواند بی اعتنا به رخداد کذایی سوبژکت باشد.
سوبژکت
در قاموس حضرات
مثل یک مذهبی مؤمن است که به دگم (جزم) رخداد ایمان دارد و «بر پایه آن» دگم عمل می کند.
در قاموس حضرات
هر عاشق خر و خردستیزی
هر هنرمندی، مثلا شاعری، نقاشی
می تواند سوبژکت باشد.
فقط کافی است که به رخداد (انقلاب، عشق، شعر، نقاشی و هنر) وفادار باشد و
«بر پایه آن» عمل کند.
ادامه دارد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر