۱۴۰۴ آذر ۳۰, یکشنبه

فرهنگ مفاهیم فلسفی (ر) روانشناسی اجتماعی (۳)

پروفسور دکترهانس هیبیش

برگردان

 شین میم شین
  

۱۴

·    روانشناسی اجتماعی کنونی رایج در کشورهای سرمایه داری اگرچه تحت فشار حقایق امور مجبور به وداع از نظرات سنتی خود می شود، ولی خصلت طبقاتی آن همچنان از دو لحاظ حفظ می شود:

 

الف

·    اولا در نظریه وسیعا رایج پوزیتیویستی که به نفی تئوری سازی علمی ـ اجتماعی فراگیر و یا به هراس از آن منتهی می شود.

 

ب

·    ثانیا در این حقیقت امر که نتایج پژوهشی آن روانشناسی اجتماعی (مثلا در باره نظرات و موضعگیری های مردم) در کشورهای امپریالیستی برای تحریف افکار توده های مردم مورد سوء استفاده قرار می گیرند.

 

۱۵

·    طبیعی است که این روانشناسی اجتماعی تئوری سازی در باره مسائل منفرد را نیز تحت تأثیر خود قرار می دهد.

 

۱۶

·    روانشناسی اجتماعی مارکسیستی در دهه های اخیر در کشورهای سوسیالیستی به مثابه رشته علمی مستقل توسعه یافته است و لذا بحث پیرامون موضوع، وظایف و متدهای آن هنوز ادامه دارد.

 

۱۷

·    وجود نظریات متفاوت به معنای جدال فکری توسعه بخش، لازم و مفیدند.

 

۱۸

·    زیرا این مجادله های فکری بر زمینه جهان بینی واحدی صورت می گیرند و قصد همه روانشناسان اجتماعی مارکسیستی خدمت به ساختمان سوسیالیسم است.

 

۱۹

·    سیستماتیک روانشناسی اجتماعی می تواند به تجزیه و تحلیل همکاری و تأثیر متقابل انسانها در گروه های کوچک و یا در کلکتیو ها محدود شود.

۲۰

·    در این زمینه بر طبق مفهوم مارکسی همکاری دو عامل برای بالاتر بردن راندمان کار گروه تعاونی دخیلند:

 

الف

·    اولا بالاتر رفتن راندمان کار فردی در ضمن انجام عمل مبتنی بر تعاون و همکاری

 

ب

·    ثانیا تقویت «نیروی توده ای» به برکت همکاری نیروهای فردی و اطلاعات رد و بدل شونده. 

 

۲۱

·    فاکتور اول شامل موضوع بغرنج مربوط به نظرسنجی می شود.

 

الف

·    نظر اجتماعی هر فرد حاکی از آمادگی او به انگیزش  خویش به قبول کردوکار معین عملی و یا فکری است.

 

ب

·    روانشناسی اجتماعی در این مورد کمتر به بررسی محتوای مشخص نظرات و کشف پایگاه طبقاتی و قشری آنها می پردازد، بلکه بیشتر به بررسی مکانیسم های روانی، به نحوه پیدایش نظرات، به نحوه تغییر و تغییرپذیری آنها تحت تأثیر شرایط داخلی و خارجی و فونکسیون های آنها در فرم های متفاوت تأثیر متقابل و همکاری می پردازد.

 

۲۲

·    فاکتور دوم برای ایجاد «توان قدرت جمعی»، برای هماهنگ سازی نیروهای فردی و اطلاعات حاصله، «گروه پژوهی» را به مثابه موضوع اصلی روانشناسی اجتماعی عهده دار می شود.

 

ادامه دارد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر