۱۴۰۴ آذر ۲۲, شنبه

درنگی در کنفوسیوس و جهان بینی او (۳۵)

    

 
نام هنگام تولد
 کوین شاه
(۵۵۱ قبل از میلاد ـ  ۴۷۹ قبل از میلاد)
(عمر: ۷۱–۷۲ سال)
 
درنگی 
از
شین میم شین 

کنفوسیوس

آماده شدن برای دستگیری از پیران و وفاداری نسبت به دوستان و مهر ورزیدن به مردم آرزو من است.

کنفوسیوس دارای سه آرزوی استراتژیکی زیر بوده است:

۱

آماده شدن برای دستگیری از پیران 

۲

 وفاداری نسبت به دوستان 

۳

 مهر ورزیدن به مردم    

آرزوی اول کنفوسیوس

 آماده شدن به حمایت از پیران بوده است.

آرزو بر علما عار نیست.

بند تنبانی بودن این آرزو اما در این است که کنفوسیوس آرزوی رادیکالی در رابطه با پیران ندارد؟

مثلا

چرا حمایت از کودکان را آرزو و عملی نمی کند تا در ایام پیری نیازی به حمایت علما  و فضلا و سفها و فقها نداشته باشند؟

چرا علما جامعه مبتنی بر تقسیم عادلانه نعمات مادی و فکری را آرزو نمی کنند تا اعضای جامعه از پیر تا برنا نیازی به حمایت این و آن و پوز دادن با آن نداشته باشند؟

آرزو که احتیاجی به رعایت حد و مرز ندارد.


۲

 وفاداری نسبت به دوستان 

وفاداری به دوستان آرزوی دوم کنفوسیوس است.

وفاداری به دوستان قاعدتا با بی وفایی به غیردوستان و دشمنان همراه است.

ایراد این آرزوی کنفوسیوس  در این است که او برای وفاداری (وفا به عهد و پیمان) پیش شرط سوبژکتیوی (شخصی) عرضه می دارد و نه پیش شرط اوبژکتیوی (عینی).

در نتیجه

او  ارزش و ارج اخلاقی وفاداری را منکر می شود.

وفاداری اصولا و اساسا به شرطی یکی از سجایای اخلاقی است که شامل حال همه ابنای بشر باشد و نه فقط دوستان.

وفاداری به دوستان که هنر نیست.

علاوه بر این

وفاداری انتزاعی وجود ندارد.

وفاداری  

محتاج شرایط عینی لازمه است.

مثال:

اگر کسی تجت شکنجه دیوانه وار قرار گیرد، قید همه عهدها و پیمان هایی را که با دوستان بسته است، می زند تا جان شیرین از مهلکه مرگ به در ببرد و نفس راحتی بکشد.

۳

 مهر ورزیدن به مردم  

ایراد این آرزوی کنفوسیوس این است که هومانیسم (انسان دوستی) باید وظیفه هر انسان اندیشنده و شناسنده باشد و نه آرزوی او.

برای اینکه افراد بدون حمایت مردم نمی توانند جرعه ابی و لقمه نانی به کف آورند.

قدردانی از توده

یک تکلیف اخلاقی ـ اجتماعی - انسانی است.

ادامه دارد.


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر