پرویز ثابتی
(۱۳۱۵)
درنگی
از
میم حجری
حسام امیری
به جز یک نفر:
غلامحسین ساعدی.
پرویز ثابتی
به او که میرسد دیوانه میشود:
«غلامحسين ساعدی (گوهر مراد) بود كه فردی آنارشيست و بیبند و بار و بیپرنسيب بود.
نوشتههای او پر از تنفيد از اوضاع و در جهت بدبين كردن مردم و جوانان نسبت به رژيم بود.»
«به جز یک نفر»؟
پرویز ثابتی
به همان سان که راجع به گلستان و احمد رضا احمدی ابراز نظر کرده است،
به همان سان هم راجع به ساعدی ابراز نظر می کند.
این چه ربطی به دیوانه شدن دارد؟
حسام امیری
اگر سواد داشته باشد، باید به صحت و سقم تحلیل پرویز ثابتی بپردازد.
ثابتی
«غلامحسين ساعدی (گوهر مراد) بود كه فردی آنارشيست و بیبند و بار و بیپرنسيب بود.
ایراد اسلوبی ـ معرفتی پرویز ثابتی، همان ایراد اسلوبی ـ معرفتی حسام امیری و هر ننه قمری است:
سوبژکتیویسم معرفتی.
پرویز ثابتی
به عوض تحلیل آثار و افکار ساعدی، به خود او می پردازد.
پرویز ثابتی
تعریف مفهوم فلسفی آنارشیسم را هنوز یاد نگرفته است.
او خیال می کند که آنارشیسم، مبلغ بی بند و باری و بی پرنسیپی است.
پرویز ثابتی
مثل حسام امیری و بیسوادان دیگر
آنارشیسم را تحت اللفظی معنی کرده است.
آنارشیسم
(هرج و مرج طلبی)
۱
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/8565
۲
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/8566
۳
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/8568
پایان
پرویز ثابتی
نوشتههای او پر از تنفيد از اوضاع و در جهت بدبين كردن مردم و جوانان نسبت به رژيم بود.»
آثار ساعدی باید یکی پس از دیگری مشخصا تحلیل مارکسیستی شوند.
ما برخی از سخنان ساعدی را تحلیل و منتشر کرده ایم:
سیری در سخنان گوهرمراد (غلامحسین ساعدی)
۱
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/2716
۲
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/2717
۳
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/2718
پایان
ساعدی
سواد فلسفی لازم برای تمیز «هر» از «بر» نداشته است، چه رسد به انتقاد اجتماعی.
«عزاداران بیل»، یکی زا اثار حجیم ساعدی
به تکرار مکررات کسالت آور تخیلی در روستاهای ایران اختصاص دارد و ارزش خواندن حتی ندارد.
«از همه جا می توان شروع کرد» ساعدی،
اثری آنارشیستی ـ تروریستی بوده است.
ساعدی در این اثر ده ـ پانزده صفحه ای
به سطح فکری ترحم انگیز و تهوع انگیز صمد بهرنگی بدبخت و بیسواد سقوط می کند:
در تئاتر باز می شود.
جماعتی خوشپوش و مرفه شنال شهری پس از خرید بلیط وارد سالن تئاتر می شوند.
هنرپیشه ها
با مسلسل وارد صحنه می شوند و همه را به مسلسل می بندند.
بعد از چندی، در تئاتر باز می شود و توده پا برهنه جنوب شهری بی نیاز از خرید بلیط وارد سالن می شوند و به تماشای نمایش می پردازند.
اثر دیگری از ساعدی
از قضا
در دفاع از انقلاب سفید و پیدایش پر مشقت بورژوازی صنعتی و استخراج گوگرد و غیره و مخالفت توده های روستایی است.
اگر پرویز ثابتی این اثر ساعدی را خوانده بود و محتوای آن را درک کرده بود،
می بایستی جایزه بارانش کند.
در «فصلی در گستاخی»، اثر دیگری از ساعدی
روز مرگی های سرشته به عیاشی و علافی و لاس و لیس دانشجویان زن و نر لب جویبارها، زیر سایه درختان دانشگاه توصیف می شود.
https://www.youtube.com/watch?v=e5mGUjy1TyI
«اتللو در سرزمین عجایب»،
اثر جدید ساعدی
به
روی کار آمدن روحانیت و خر تو خر سرشته به خریت هنرمندان جدید الولاده اختصاص دارد که کمدی انتقادی ارزشمندی است
و
نشاندهنده سطح فکری نازل جامعه به میراث مانده از سلطنت ۲۵۰۰ ساله و ۵۰ ساله خاندان پهلوی است.
ادامه دارد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر