۱۴۰۵ خرداد ۱۱, دوشنبه

خود آموز خود اندیشی (۱۴۴۹)

Der Denker 
 
 
 شین میم شین

 

بوستان

باب چهارم

در (باب) تواضع

مقدمه

(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

مقدمه

بخش دوم

(ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

ما به سوی آنچه دانش زمانه مان نموده، می رویم.

 

 

بلندی ات باید تواضع گزین

که آن بام را نیست سلم جز این.

معنی تحت اللفظی:

اگر قصد ترقی داری، تواضع پیشه کن.

برای اینکه برای رساندن خود به بام ترقی نربامی جز تواضع وجود ندارد.

 

سعدی

 در این بیت شعر،

دیالک تیک وسیله و هدف

را

 به شکل دیالک تیک تواضع و ترقی بسط و تعمیم می دهد و از نگرش عمیقا پراگماتیستی خود پرده برمی دارد:

اگر «بلندی»، یعنی جاه و پست و مقام می خواهی، تواضع کن!

از تواضع نردبامی برای ترقی بساز.

فروتنی توخالی و ریایی و  بی محتوا را به مثابه وسیله ای برای کسب جاه و پست و مقام به خدمت بگیر!

 

پس تواضع در فلسفه سعدی، نه یک هنجار رفتاری مبتنی بر واقع بینی، بلکه یک نیرنگ رفتاری است.

هرکس می تواند در باطن خودخواه و متکبر و مغرور و از خود راضی باشد، ولی در ظاهر باید شکسته نفسی کند.

از این رو می توان گفت، که تواضع، رفتاری بی محتوا و توخالی است.

انسان مترقی مدرن نه به تواضع نیاز دارد و نه به تکبر.

او باید خود را آنطور که واقعا هست، با لیاقت ها و استعدادهایش و با معایب و نواقصش بشناسد و بشناساند، تا جامعه توانائی های او را به خدمت گیرد و توسعه دهد و معایب و نواقص او را نقد کند و از بین ببرد.

 

ادامه دارد.

فرهنگ مفاهیم فلسفی ( ز) زبان عامیانه


Sprache und Sprachkurse

پروفسور دکتر  الفرد کوزینگ

پروفسور دکتر ولفگانگ سگت

برگردان

 شین میم شین

 

    
 

۱

·    زبان عامیانه بخشی از زبان طبیعی است که فاقد کلمات و وسایل بیانی دیگر برای مشخص ساختن چیزها و واقعیات امور مربوط به عرصه هنر، علم، جهان بینی، مذهب و غیره است.

 

۲

·    مرزبندی میان زبان عامیانه، زبان علمی، زبان هنری و غیره وابسته است به جایگاه طبقات جامعه طبقاتی  که این زبان ها را مورد استفاده قرار می دهند و وابسته است به سطح کلی تتوسعه جامعی.

 

۳

·    زبان عامیانه رفته رفته از وسایل بیانی دیگر که قبلا مخصوص عرصه علم، هنر و غیره بوده اند، انباشته می شود.

 

۴

·    به این طریق است که اصطلاحات رشته محاسبه عملی ساده با اعداد، بخشی از زبان عامیانه را تشکیل می دهند.

 

۵

·    در حالیکه آنها در مراحل قبلی توسعه جامعتی (مثلا در مصر و بابل باستان) در انحصار کاستی از کاهنان و اهل قلم بوده اند.

 

۶

·    از سوی دیگر زبان عامیانه رفته رفته رو به افول می رودو

·    زیرا کلمات و وسایل بیانی ـ زبانی که بیانگر اوضاع و روندهای اجتماعی و غیره بوده اند، دیری است که ناپدید شده اند، دیگر به زبان عامیانه تعلق ندارند و صرفا موضوع تحقیقات تاریخی و یا تاریخی ـ زبانی شده اند. 

 

۷

·    مرزبندی دقیق میان زبان عامیانه، زبان علمی، زبان هنری و غیره بسیار دشوار است.

 

۸

·    در جامعه سوسیالیستی بعد از امحای امتیازات تحصیلی طبقات حاکمه قبلی و با علمی کردن سرتاسری تولید، سازمان اجتماعی و حیات اجتماعی که هنر تا حدودی به دارایی عمومی زحمتکشان بدل می شود، تضاد میان زبان عامیانه و زبان علمی، هنری و غیره رفته رفته رنگ می بازد.

 

۹

·    این تضاد اما نمی تواند به کلی حل شود.

·    زیرا تخصص روزافزون مدام علوم و پیدایش مراحل انتزاع نو به نو، منجر به پیدایش زبان های بغرنجتر مربوط به رشته های علمی می شود.

 

۱۰

·    علاوه بر این در عصر حاضر زبان های فرمالیزه (صوری) شده را باید در نظر گرفت که هرجه بیشتر از زبان عامیانه فاصله می گیرند.

 

۱۱

·    تضاد یاد شده می تواند همواره فقط به طور بخشی حل شود و در مراحل بالاتر دو باره از نو تشکیل گردد.

 

·    مراجعه کنید به زبان.

 

زبان

 

https://hadgarie.blogspot.com/2026/05/blog-post_110.html

 

پایان